دانلود

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

دسته‌بندی نشده

صلاحیت دادگاه اهدای جنین

صلاحیت دادگاه
ماده 4 قانون نحوه اهدای جنین مقرر نموده که بررسی صلاحیت زوجین متقاضی در محاکم خانواده خارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی صورت خواهد گرفت. آنچه در این ماده بیان شده در مورد صلاحیت ذاتی دادگاه های خانواده در رسیدگی به این موضع می باشد و این امر هم طبیعی است و با اصول حقوقی نیز سازگار است. زیرا دریافت جنین نیز همانند حضانت و نفقه و نسب و امثال آنها امری است بربوط به خانواده و بدیهی است که همانند آن موضوعات، به درخواست اهدای جنین نیز باید در محاکم خانواده رسیدگی شود. بنابراین از نظر صلاحیت ذاتی، صدور مجوز دریافت جنین از خصایص محاکم خانواده است و بدین ترتیب صلاحیت های سیزده گانه دادگاه های خانواده که در قانون اختصاص تعدادی از محاکم به دادگاه های خانواده یا دادگاه اصل 21 قانون اساسی مقرر شده بود، به چهارده مورد افزایش یافته است.
اما از نظر صلاحیت محلی، معلوم نیست که دادگاه خانواده کدام محل، جهت رسیدگی به این موضوع صلاحیت دارد؛ آیا دادگاه محل اقامت زوجین متقاضی، صالح به صدور مجوز است یا دادگاه محل استقرار مرکز درمان تخصصی یا دادگاه دیگر و یا کلیه دادگاه های خانواده صلاحیت اتخاذ تصمیم در این خصوص را دارند. آنچه مسلم است این است که به طور کلی نمی توان به تمامی دادگاه های خانواده این صلاحیت را اعطاء نمود که به کلیه درخواست های دریافت جنین درکلیه حوزه های قضایی کشور رسیدگی داشته باشند و چنین صلاحیت گسترده ای در تاریخ قانون گذاری و رویه قضایی ایران سابقه ای ندارد. اما با توجه به اینکه در قسمت پیشین به این نتیجه رسیدیم که درخواست های مربوط به دریافت جنین از امور حسبی به شمار می آیند و مجوز دادگاه در این خصوص نیز یک تصمیم حسبی محسوب می شود لذا صلاحیت محلی دادگاه باید با لحاظ مقررات قانون امور حسبی مشخص شود.
مقررات قانون امور حسبی و بخصوص مواد 3 و 4 آن در مورد صلاحیت دادگاه حقوقی مقر موضوع حسبی و ماده 48 آن در صلاحیت دادگاه محل اقامت محجور جهت تعیین قیم برای محجور و همچنین ماده 105 قانون یاد شده مبی بر صلاحیت داداگاه محل اقامت مادر جنین جهت تعیین امین برای جنین و همچنین صلاحیت دادگاه محل اقامت شخص بیمار جهت ضم امین به نامبرده حاکی از آن است که در این قانون، دادگاه ذی صلاح جهت رسیدگی به امور حسبی یا دادگاهی است که متقاضی در حوزه آن اقامت دارد و یا دادگاهی که امر حسبی یا موضوع آن در حوزه آن قرار دارد، جهت رسیدگی و اتخاذ تصمیم صالح می باشد. در خصوص در خواست مجوز در یافت جنین نیز با توجه به اینکه زوجه دریافت کننده جنین، هم به همراه زوج خود، متقاضی در یافت جنین می باشد و هم به نوعی موضوع درخواست نیز می تواند قرار گیرد، لذا می توان به این نتیجه رسید که از نظر صلاحیت محلی، دادگاه محل اقامت متقاضیان جنین صالح به رسیدگی در این خصوص می باشد. صلاحیت دادگاه محل اقامت زوجین متقاضی جنین، از نظر رعایت مصالح در خواست کنندگان نیز قابل توجیه است.

گفتار سوم- امکان تجدید نظر در صورت عدم تایید صلاحیت زوجین متقاضی جنین
در صورت عدم تایید صلاحیت زوجین، آنها می توانند از تصمیم قاضی دادگاه خانواده به محاکم تجدید نظر اعتراض نمایند. رسیدگی در محاکم تجدید نظر نیز با استنباط از ماده 4 خارج از نوبت انجام می پذیرد. از عبارت ذیل ماده 4 استنباط می گردد که در صورت تایید صلاحیت زوجین و صدور مجوز دریافت جنین، تصمیم مذکور غیر قابل تجدیدنظر می باشد. بنابراین تصور اعتراض افرادی غیر از زوجین از قبیل سایر افراد ذی نفع و یا مراجع نظارتی مانند وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی که وظیفه تایید صلاحیت مراکز تخصصی درمان ناباروری را بر عهده دارند، مورد غفلت قرار گرفته است.
مبحث پنجم- آیین نامه اجرایی و باید ها و نباید ها
تکلیف وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی: بر اساس ماده 5 قانون نحوه اهدای جنین، وزارت بهداشت مکلف به تهیه آیین نامه اجرایی قانون ظرف مدت سه ماه گردیده است. ماده 5 قانون مقرر می دارد: «آیین نامه اجرایی این قانون ظرف مدت سه ماه توسط وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی با همکاری وزارت دادگستری تهیه و به تصویب هیئت وزیران خواهد رسید».
«بلاتکلیفی مراکز تخصصی درمان ناباروری و مراجع نظارتی وزارت بهداشت از قبیل صادر کنندگان مجوز مراکز تخصصی فوق و مراکز تخصصی فوق و مرکز پیوند ضرورت تدوین آیین نامه را در موعد مقرر محرز می سازد. کوتاهی وزارت بهداشت در تدوین آییین نامه با گذشت بیش از یک سال از زمان تصویب قانون بیانگر عدم توجه وزارتخانه مذکور به اهمیت قانون و تبعات ناشی از آن است.» پیش نویس آیین نامه اجرایی قانون نحوه اهدای جنین در مرداد 1383 در 12 ماده به هیئت دولت تسلیم گردید. در این آیین نامه در مواد 1، 3 و 4 سلامتی اهداءکنندگان و گیرندگان جنین و در مواد 2، 6 و 10 محرمانه بودن مشخصات مدارک اهداکننده و گیرنده جنین تکرار شده است. این مساله به وضوح بیانگر این مطلب است که تدوین کنندگان آیین نامه اصول آیین نامه نویسی را رعایت نکرده و در تدوین آن شتاب زده و بدون توجه به زوایای امر عمل کرده اند.
اما موضوع مهمی که قرار است در ادامه این مبحث به آن بپردازیم مساله محرمانه بودن اهدای جنین است.
گفتار اول- لزوم محرمانه بودن اهداء و انتقال جنین
بررسی های انجام شده توسط برخی از محققین و دانشمندان، نشان می دهد می دهد که بیش از پنجاه در صد زوجین استفاده کننده از گامت یا جنین اهدایی تمایلی به شناخته شدن اهداکننده ندارند و ترجیح می دهند که اهدا کننده برای همیشه ناشناس باقی بماند. در ایران تحقیقات نشان می دهد که تا 90 در صد زوجین دریافت کننده جنین به ناشناس ماندن اهداء کنندگان تمایل دارند. حتی شوهران زن دریافت کننده بیش از خود زن، تمایل به ناشناخته ماندن اهداءکنندگان دارند.
در اینکه آیا اهداء و انتقال جنین باید نسبت به اشخاص ثالث محرمانه باشد و یا اینکه خود طفل حاصل نیز نباید نسبت به آن آگاهی داشته باشد، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. قانون نحوه اهدای جنین در این خصوص مقرره ی صریحی ندارد. اما آیین نامه اجرایی آن در ماده 3 مقرر داشته که اهدای جنین باید به صورت کاملا محرمانه انجام گیرد. در بند ت ماده 6 نیز تصریح شده که مراکز درمان ناباروری باید نسبت به در یافت، نگهداری و انتقال جنین اهدایی در شرایط کاملا محرمانه اقدام نمایند. آنچه از مقررات مذکور استنباط می شود آن است که اهداء و انتقال جنین باید به صورت کاملا محرمانه انجام گیرد و مراکز درمان ناباروری حق افشای اسرار و اطلاعات موصوف را ندارند.
نکته: عدم اطلاع کودک حاصل از اهدای جنین از هویت پدر و مادر ژنتیکی خود و ناشناس بودن متقابل هویت اهداکننده و اهداگیرنده نسبت به همدیگر، با عناوین بی نام بودن و راز داری نیز توصیف می شود.
در حال حاضر قوانین موضوعه اکثر کشورهای جهان از جمله دانمارک، فرانسه، اسپانیا و آمریکا بر استفاده از روش اهدای ناشناخته مبتنی است؛ برای مثال در فرانسه اهدای جنین کاملا محرمانه است و اطلاعات موجود در پرونده های پزشکی اهداءکنندگان و دریافت کنندگان به صورت کاملا محرمانه بایگانی و نگهداری می شود و هرگونه عمل خلاف قانون و از جمله افشای اطلاعات و اسرار این پرونده ضمانت اجرای کیفری دارد. هویت اهداءکنندگان و گیرندگان گامت یا جنین در حقوق فرانسه مطابق ماده 8-16 ق.م اصلاحی 1994 باید کاملا محرمانه باشد.
در حقوق انگلیس نیز مواد 31 تا 35 قانون 1990 اصل محرمانه بودن اطلاعات آنها را پیش بینی نموده است. در حقوق استرالیا مواد 62 تا 92 قانون 1995 ایالت ویکتوریا، تکلیف این موارد را کاملا مشخص نموده و برای تخلف از مقررات قانون و افشاء کنندگان اطلاعات و اسرار محرمانه مربوط به اهدای گامت یا جنین ضمانت اجرای لازم را در نظر گرفته است.
در ایالات متحده آمریکا هویت و اطلاعات مربوط به اشخاص اهداکننده اسپرم یا تخمک یا جنین باید به صورت محرمانه و ناشناس باقی بماند. البته در بانک های اسپرم و جنین در خصوص اهدای اسپرم و تخمک و جنین، پرونده خاصی تشکیل می شود و کلیه مشخصات اهداءکنندگان در آن ثبت و ضبط می شود. لذا دریافت کنندگان جنین از بانک های جنین امکان دسترسی به هویت و مشخصات اهداءکنندگان را دارند و در بسیاری از موارد دریافت کنندگان با اشخاص اهداکننده ملاقات می کنند و در صورت لزوم اطلاعات بیشتری از آنها می گیرند.
به هر حال اینگونه نیست که همه کشورهایی که در زمینه تولید مثل مصنوعی فعالیت دارند اصل محرمانه یا بی نام بودن اهداء و انتقال گامت یا جنین را پذیرفته باشند بلکه هر کشوری با توجه به طرز تفکر اندیشمندان و قانون گذاران و سیاستمداران خود، به یکی از این دو سیستم متمایل شده است. کشور ایران از جمله کشورهایی است که روش اهدای بی نام یا محرمانه را پذیرفته است. اندیشمندان و حقوق دانان کشورهای مختلف برای پذیرش هر یک از دو سیستم اهدای آشکار و پنهان جنین یا گامت دلایلی ارائه کرده اند که به طور خلاصه به بررسی آنها می پردازیم:

متن کامل در سایت امید فایل 

طرفداران این دیدگاه برای مکتوم ماندن اطلاعات مربوط به اهداءکنندگان و دریافت کنندگان جنین یا گامت و همچنین عدم افشای حقیقت به فرزند حاصل یا اشخاص ثالث استدلال هایی دارند که توجه به آنها ضروری به نظر می رسد.
1- در اهدای ناشناخته، مرز بین خانواده ی اهداکننده و اهداگیرنده مشخص است؛ این امر موجب پیشگیری از دخالت های احتمالی اهداءکننده در فضای خانوادگی و بویژه تربیت کودک می شود.
2- ناشناخته بودن، موجب سلب مسوولیت اهداءکننده در برابر کودک می شود، در حالی که مشخص بودن اطلاعات اهداءکننده می تواند موجبات تحقق مسولیت های اجتماعی و حقوقی را برای او فراهم آورد.
3- به حداقل رساندن ارتباط میان اهداکننده و کودک موجب می شود نظام تربیتی واحدی برای کودک به کار گرفته شده و از سرگردانی در رشد هویتی او جلوگیری شود.
مهم ترین دلیل مخالفان افشای موضوع اهدای جنین به کودک، آثار نامطلوب روانی و اجتماعی ناشی از این مساله برای کودک است. زیرا به عقیده آنان از آن جایی که درک کودک از واقعیات زندگی محدود است، لذا افشای حقیقت به او ممکن است موجب سردرگمی و اختلالات روانی و عاطفی وی شده، آسیب های روحی جبران ناپذیری را به او وارد نماید.
از طرف دیگر آشنایی کودک با والدین ژنتیکی خود موجب تحمیل یک سری محدودیت ها به اهداکننده و ظهور یک سری توقع و انتظار در کودک از اهداءکنندگان خواهد شد که بر آوردن آنها نه تنها برای اهداءکنندگان نارواست، بلکه عدم پاسخ گویی به این انتظارات از طرف آنان باعث تنش های روانی و اجتماعی در کودک خواهد شد. و این مساله ممکن است موجب شود که رابطه بین کودک و پدر و مادر حکمی اش به سدی گراییده و احساسات و عواطف پدرانه و مادرانه خود را نسبت به کودک از دست بدهند.
علاوه بر آثار روانی افشای حقیقت به کودک، ممکن است آشکار ساختن موضوع، باعث عدم اقبال اهداءکنندگان (به اهدای اسپرم و تخمک خود شود) و در نتیجه موجب کاهش آنان شود.
علاوه بر ناشناس ماندن اهداءکنندگان و عدم افشای حقیقت به کودک حاصل، مصلحت طفل اقتضاء می کند موضوع اهداء و انتقال جنین به اشخاص ثالث نیز اعلام نشده و به صورت یک راز برای همیشه باقی بماند. دلایل آنان از قرار ذیل است:
1- آنان معتقدند که اگر قرار است که این حقیقت به کودک گفته شود چرا دیگران باید این کار را انجام دهند بلکه بهتر است این کار توسط خود والدین کودک به او گفته شود این کار فشار روانی کمتری را به کودک وارد خواهد کرد.
2- دلیل دیگر آنان این است که زندگی هر شخص و روابط خانوادگی آنها یک مساله محرمانه و خصوصی است و نحوه پیدایش و تولد هر شخص نیز بخشی از این مسائل خصوصی است و لذا دیگران حق ندارند که در اینگونه مسائل دخالت کنند و کانون خانواده را ناامن سازند.
لذا نه ضرورتی به اعلام موضوع به اشخاص ثالث وجود دارد و نه مصلحت کودک و والدین اقتضاء می کند که این مطلب با دیگران در میان گذاشته شود.
در مقابل نظریه ی عدم افشای حقیقت، عده ای دیگر بر این عقیده اند که موضوع اهداء و انتقال جنین یا گامت نباید به صورت یک راز برای همیشه باقی بماند بلکه باید از ابتدا به صورت آشکار و شناخته شده صورت گیرد. دلایل این گروه عبارتند از:
1- از آن جایی که ساختار ژنتیکی هر شخص و مشخصات فیزیکی و بخصوص قیافه ظاهری او از طریق ژن ها از والدینش نشات می گیرد و در جنین اهدایی نیز این خصایص از اهداءکنندگان جنین به کودک حاصل منتقل می شود، لذا ممکن است عدم تشابه کودک با دریافت کنندگان، برای اطرافیان و حتی کودک سوال برانگیز باشد و والدین را تحت فشار روحی- روانی شدیدی قرار دهد تا در نهایت حقیقت را به کودک یا اشخاص ثالث بگویند. گذشته از این،همین سوال برانگیز بودن می تواند برای کودک موجب سردرگمی شود و برای دیگران سوءظن نسبت به مادر کودک (یعنی زن گیرنده جنین) ایجاد کند و او را در معرض آماج تهمت های ناروای دیگران قرار دهد و آبروی او را لکه دار کند.
2- اطلاع از منشاء ژنتیکی کودک در برخی از موارد ضروری و حیاتی است. مثلا ممکن است در یک اقدام درمانی همانند پیوند اعضاء، شناخت منشاء ژنتیکی کودک و یافتن فرد یا افراد دارای تشابه ژنتیکی به او ضرورت داشته باشد. لذا اطلاع از منشا ژنتیکی کودک در تامین سلامت جسمی و حیات کودک نقش بسیار مهمی دارد.
1- حق طبیعی هر انسانی است که از منشاء وجودی خود اطلاع داشته باشد. در حقیقت هر فردی این حق را دارد که از سابقه ژنتیکی خود که جزئی از زندگی او محسوب می شود مطلع شود و هیچ کس حتی والدین حق کتمان این مساله را ندارند.
2- ضرورت ایجاد روابط صادقانه و شفاف میان اعضای خانواده می طلبد که والدین از ابتدا حقیقت را به کودک بگویند.
3- نگرانی و اضطراب همیشگی والدین از اینکه این حقیقت از زبان دیگران به کودک گفته شود و موجب سوء ظن و بی اعتمادی او به والدین شود. پس چه بهتر که آنها خود این حقیقت را با آموزش هایی که قبلا در این مورد دیده اند در طی مراحلی برای کودک خود بیان نمایند.
1- فرآیند درمانی صورت گرفته فرآیندی کاملا طبیعی و منطقی است و در حقیقت دلیلی برای شرمنده بودن و کتمان آن وجود ندارد. آنها بر این باورند که لزومی ندارد که والدین با مخفی کردن این حقیقت از دیگران، خود را در معرض استرس و اضطراب بی مورد قرار دهند.
2- با در میان گذاشتن این موضوع با دیگران نه تنها ضرری متوجه آنها و کودک نخواهد شد بلکه می توانند از حمایت های مادی و معنوی دیگران در شرایط خاص نیز بهره مند شوند.
3- با آگاه کردن دیگران از این حقیقت موجبات استفاده از این روش برای اشخاص بیمار دیگری فراهم می گردد. به هر حال ممکن است در میان اطرافیان نیز افرادی باشند که به این بیماری مبتلا بوده اند و تا آن موقع از این روش درمانی اطلاعی نداشته باشند.
در این که کدام یک از دو سیستم اهدای پیدا و پنهان بهتر است، نمی توان به اتخاذ نظر واحدی برای همه جوامع نایل آمد. زیرا با توجه به فرهنگ ها و ارزش ها و طرز تفکر و سلایق مختلفی که در جوامع گوناگون وجود دارد، نمی توان گفت که کدام یک از دو سیستم یاد شده منطقی تر به نظر می رسد. لذا باید به خانواده ها اختیار کامل داده شود تا خودشان پس از دریافت مشاروه های لازم در این زمینه، نهایتا یکی از این دو سیستم را انتخاب نمایند.
به هر حال در حقوق ایران مطابق بند «ت» ماده 6 آیین نامه اجرایی قانون نحوه اهدای جنین، مراکز درمانی و کارکنان آنها مکلفند نسبت به دریافت و نگهداری و انتقال جنین های اهدایی در شرایط کاملا محرمانه اقدام نمایند و حق افشای اسرار و اطلاعات مربوط به اهداء و انتقال جنین را ندارند.

LEAVE A RESPONSE

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *