مراحل تشکیل دلبستگی در نوزادان

– مراحل تشکیل دلبستگی در نوزادان

باولبی 4 مرحله رو در تغییر نظام رفتاری دلبستگی بر شمردهه که سه مرحله اول در سال اول زندگی و مرحله چهارم در سال سوم زندگی شروع می شه.

مرحله اول:

نزدیک شدن بدون تشخیص چهره‌ها: هنگام تولد و پس از آن، کودکان به محرکها به ترتیبی جواب میدن که انگار میخوان با آدمای دیگه در رابطه باشن. در طول مرحله اول کودک و مراقب در رفت و امد نزدیک با هم هستن، از نظر رفتار مراقب، خیلی از رفت و امد‌ها معطوف به هدفه در حالیکه از نظر رفتار طفل، پیش از اینکه این رفتار‌ها معطوف به هدف باشن، یافته های قابل پیش بینی رفتار هستن. در این مرحله کودک رفتار آدمایی که با اون رندگی می کنن رو تشخیص نمی ده و حتی قادر به ایجاد تفاوت بین خود و بقیه نیست (باولبی، 1982). با این حال بررسی‌ها نشون داده که نوزادان به صداهای انسانی پاسخگوتر از صداهای دیگه هستن در سنین 6-4 هفتگی لبخند اجتماعی[1] ظاهر می شه.

در این سن خیلی از رفتارها بازتابی هستن و همه این بازتابها (گریه کردن، چنگ زدن و بعدا لبخند زدن) تمایل دارن که مراقب رو جذب کنن.

مرحله دوم:

نزدیک شدن به یه یا چند چهره مشخص:

این تغییر از مرحله اول به مرحله دوم به طور تدریجی صورت میگیره و همراه با رفتارای ابتدایی دلبستگی و بعد اون، همراه با سیستم رفتاری دلبستگیه. باولبی سیزده نظام رفتاری رو بر می شمارد که به طور جدا نسبت به یه چهره بیان می شه. هفت رفتار از این نظام‌های رفتاری در مرحله دوم اتفاق می افته و بقیه اون در مرحله سوم روی میده. از این رفتارها میشه به گریستن به هنگام رفتن مراقب، قطع گریه هنگام برگشتن مراقب و لبخند زدن اشاره کرد.

مرحله سوم:

حفظ و نگهداری یه چهره مشخص:

این مرحله بین شش تا نه ماهگی اتفاق می افته. در این مرحله کودک رفتار خاص دلبستگی رو به یه چهره نشون میده. این دلبستگی با تعدادی از تغییرات حرکتی، شناختی و ارتباطی مشخص می شه. با اینکه ممکنه بعضی حرکات مرحله دوم نسبت به چند چهره آشنا رو نشونه دلبستگی بدونن، اما طبق نظر بیشتر محققان، دلبستگی واقعی در مرحله سوم روی میده. در این مرحله بیشتر کودکان واسه حفظ نزدیکی با تصویر دلبستگی تلاش می کنن و در برابر جدایی از ایشون عکس العمل نشون میدن. در این مرحله تصویر دلبستگی به عنوان پایگاه امنی[2] واسه کودک به کار گیری میشن تا اون بتونه در محیط دور و بر به جستجو و کشف بپردازد.

 

مرحله چهارم:

مشارکت اصلاح شده به وسیله هدف:

باولبی (1982) اشاره میکنه، که این مرحله آخرین مرحله رفتار دلبستگیه. اینجوری باولبی به این نکته اشاره میکنه که مراحل دیگری در این سیستم رفتاری وجود نداره. سیستم رفتاری دلبستگی طی زندگی به فعالیت خود ادامه میده و تغییرات شگرفی پیدا می کنه این تغییرات شامل جزئیات هر مرحله و تغییر در رابطه با سیستمای رفتاری دیگه س (ساختارهای کنترل کننده سطح بالاتر).

در این مرحله، کودکان درک می کنن که مراقب، احساسات و نقشه‌هایی داره که ممکنه با احساسات و نقشه‌های اونا فرق داشته باشه. با رشد مهارتهای ارتباطی و مفهومی کودک و مادر می تونن اهداف و نقشه‌های مشترکی داشته باشن و علاوه بر اون کودک توانایی بیشتری در منع رفتار خودش دشت می کنه. اون قادر می شه که قبل از انجام عمل، به طور داخلی و آگاهانه رفتار اجتماعی والد رو مهم بدونه، این حکایت از تشکیل نظریه ذهن[3] کودک در این مرحله داره. توانایی درک اینکه بقیه هم ذهنی مثل ما دارن، اما دنیا رو از دید خاص خود می بینن نظریه ذهن نام گرفته. کودک حالا توانایی مشارکت رو به دست آورده، مشارکت به عنوان یه رابطه دووم دار بین دو فرد تعریف شده که با هماهنگی اهداف و نقشه‌های دو جانبه مشخص می شه. با گذشت زمان، هماهنگی و تعادل مجموعه مراتبی اهداف و نقشه‌ها و هم هماهنگی درباره اینکه خود چیجوری رفتارش رو در رابطه دوطرفه با مادر کنترل کنه، ظاهر می شه (باولبی، 1980 ؛ به نقل از عارفی، 1383).

[1] – Social smile

[2] – Secure base

[3] – Theory of mind

این نوشته در دسته بندی آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.