دانلود پایان نامه ارشد درمورد قرن نوزدهم، آرامش خاطر

متفاوت است. در منطق بولين خروجي فقط يک نقشه است اما در منطق فازي خروجي مي‌تواند چندين نقشه باشد و در اين منطق به‌اندازه تعداد کلاس‌ها، خروجي وجود دارد و در عمليات Defuzzy، Reclass صورت مي‌پذيرد. لطفي‌زاده (1965) تئوري مجموعه‌هاي فازي را به‌عنوان روشي براي مدل‌سازي در حالت ابهام و نبود قطعيت مطرح کرده است. مجموعه‌ها را مي‌توان به مجموعه‌هاي معمولي (قطعي) و مجموعه‌هاي فازي تفکيک کرد و هر مجموعه شامل اجزايي است که عناصر يا اعضاي مجموعه ناميده مي‌شوند. در مجموعه‌هاي معمولي، يک عضو يا به مجموعه تعلق دارد يا ندارد. يعني دو حالت بيشتر ندارد (0 يا 1). ولي در مجموعه فازي درجات بين صفر و يک، مفهوم عضويت درجه‌بندي‌شده، معرفي‌شده است. ازاين‌رو براي تعيين درجه عضويت از منطق فازي استفاده مي‌شود و بين دو حالت صفر و يک درجه عضويت يک عنصر از يک مجموعه تعيين مي‌شود. فازي بودن طيفي بين سياه‌وسفيد يا همان خاکستري بودن است که امکان مدل‌سازي براي وضعيت‌هاي غيرقطعي فراگير دنياي واقعي را فراهم مي‌سازد (ديل و همکاران11، 2004).
انواع عملگرهاي فازي عبارت‌اند از عملگر اشتراك‌ فازي‌ (Fuzzy AND)، عملگر اجتماع‌ فازي‌ (Fuzzy OR)، عملگر ضرب‌ فازي‌ (Fuzzy Algebraic product) و عملگر جمع‌ فازي‌ (FuzzyAlgebraic Sum).
2-8. کاربرد منطق فازي در تصميم‌گيري
منطق فازي کاربردهاي بسيار زيادي در زمينه‌هاي مختلف دارد (غفاري، 1380). يکي از رويکردهاي شناخته‌شده براي تصميم‌گيري برمبناي اطلاعات مبهم، منطق فازي است. اين چارچوب بارها براي تصميم‌گيري در شرايطي که قطعيت ندارند، به‌کاررفته است. دليل اينکه از منطق فازي براي اين‌گونه تصميم‌گيري‌ها استفاده مي‌شود توانايي اين منطق براي در نظر گرفتن قواعد و آگاهي مبهم تصميم‌گيرنده است (آيري و همکاران12، 2003).
2-9. بررسي و ارزيابي معيارهاي موردنياز در مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني:
2-9-1. جمعيت:
تراکم جمعيت از عوامل اصلي مؤثر در نحوه استقرار ايستگاه‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي مربوطه مي‌باشد. در مناطقي از شهر که تراکم جمعيتي در سطح بالايي قرار دارد، احتمال وقوع حريق بيش از مناطق با تراکم جمعيت کم است؛ بنابراين برنامه‌ريزي مراکز آتش‌نشاني بايد برحسب تراکم جمعيت در مناطق مختلف شهري صورت گيرد.
استانداردهاي جهاني براي هر 50000 نفر جمعيت يک ايستگاه را پيش‌بيني کرده‌اند. علت چنين انتخابي بر اساس تجربيات بوده است؛ بنابراين سعي شده است در قسمت عملي کار مناطق با جمعيت بالاتر با وزن بيشتري در تحليل نهايي در نظر گرفته مي‌شوند (ذاکرحقيقي، 1382).
2-9-2. مساحت و شعاع پوشش:
مساحت مناطق مختلف شهري و شعاع عمل ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني در برنامه‌ريزي استقرار ايستگاه‌ها از عوامل عمده به‌حساب مي‌آيد. استانداردهاي جهاني شعاع پنج کيلومتر را براي ايستگاه پيش‌بيني مي‌کنند و از طرف ديگر زمان رسيدن به مکان آتش‌سوزي را سه تا پنج دقيقه در نظر گرفته‌اند.
براي دست‌يابي به استاندارد سه تا پنج دقيقه بايد محدوده حوزه استحفاظي ايستگاه‌ها را کاهش داد درنتيجه با سرعت بين 30 تا ?? کيلومتر در ساعت، خودروهاي امدادي در هر دقيقه بين 500 تا 670 متر را طي مي‌کنند که با احتساب هدر رفتن يک دقيقه براي رسيدن پيام آتش‌سوزي به ايستگاه و خروج ماشين‌ها از ايستگاه در چهار دقيقه باقيمانده، نيروهاي آتش‌نشاني فاصله‌اي به طول 2 تا 7/2 کيلومتر را پوشش مي‌دهند. مساحت چنين ناحيه‌اي بين 5/12 تا 23 کيلومتر خواهد بود (پرهيزکار، 1383).
2-9-3. شبکه ترافيک:
سيستم حمل‌ونقل شهري و شبکه ترافيک يکي ديگر از عوامل مؤثر بر مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني است. عواملي چون عرض خيابان‌ها، کيفيت و حجم ترافيک، يک‌طرفه بودن خيابان و غيره در چگونگي محل استقرار ايستگاه‌ها مؤثرند.
محل مناسب معمولاً در محل تلاقي چند خيابان و در نقاطي تعين مي‌شود که حجم ترافيک مانع يا کند کننده حرکت خودروها و اکيپ آتش‌نشاني نگردد. خيابان‌هاي يک‌طرفه يا خيابان‌هايي که وسايل نقليه سنگين و کندرو از آن‌ها عبور کنند، از عوامل کند کننده حرکت خودروهاي آتش‌نشاني است. قرارگيري ايستگاه‌ها در مجاورت بزرگراه‌ها و خيابان‌هاي اصلي درجه‌يک به‌ويژه تقاطع‌هاي اصلي از عوامل مثبت مکان‌يابي خواهد بود (پرهيزکار، 1383).
2-9-4. کاربري اراضي:
کاربري‌هاي مختلف آسيب‌پذيري‌هاي متفاوتي در مقابل آتش‌سوزي دارند. کاربري‌هاي مسکوني هميشه بيشترين آسيب‌پذيري را در مقابل حوادث آتش‌سوزي داشته‌اند. کاربري‌هاي تجاري و صنعتي و توليدي بعد از کاربري مسکوني به ترتيب در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند. تراکم جمعيت و شبکه حمل‌ونقل شهري در رتبه‌هاي بعدي قرار مي‌گيرند. اين امتيازات به‌عنوان ارزش‌هاي هر کاربري در وزن دهي آن‌ها در مکان گزيني ايستگاه‌ها به کار گرفته خواهند شد و يکي از بااهميت‌ترين معيارها در تعيين محل استقرار ايستگاه‌ها مي‌باشد. در مورد کاربري‌هاي تجارتي، صنعتي و انبارها به علت وجود مواد قابل اشتعال معمولاً بيش از ساير کاربري‌ها در معرض خطر آتش‌سوزي قرار دارند. قرارگيري کاربري‌هاي خدمات شهري مثل بيمارستان‌ها، مدارس و ادارات دولتي همگي از مجموعه کاربري‌هايي خواهد بود که در ساعاتي از روز با پيک ترافيکي روبه‌رو هستند؛ بنابراين براي مجاورت ايستگاه با چنين کاربري‌هايي بايد محدوديت‌هاي فاصله‌اي قائل شد (پرهيزکار، 1383).
2-9-5. پتانسيل خطر:
بررسي پتانسيل و ريسک خطر در مناطق مختلف شهري بر اساس بررسي ميزان تعداد و تکرار حوادث در مناطق مختلف به مشخص شدن نقاط آسيب‌پذير در حوادث آتش‌سوزي و مکان‌هاي با پتانسيل بالاي خطر منجر خواهد شد. مکان ايستگاه‌ها بايد به سمت چنين مناطقي کشش بيشتري داشته باشد.
2-10. حفاظت در مقابل حريق
در جوامع شهري دست‌يابي به محيطي کاملاً عاري از خطر و پيش‌آمدهاي احتمالي از حوادث طبيعي به‌منظور حفاظت از جان و مال و مردم، آرزوي ديرينه بوده که بشر براي رسيدن به آن پيوسته در تلاش و تکاپو بوده است. حوادث و پيش‌آمدهايي که همواره جامع بشري را در معرض تهديدات قرارداده بر دو نوع مي‌باشند که هرکدام از اين حوادث از حيث علل وقوع و تأثيرات منفي آن در شرايط متفاوت تا حدودي مشخص و قابل‌پيشگيري مي‌باشد. بعضي از حوادث ناشي از عوامل طبيعي و انواع قابل‌ملاحظه ديگري از آن ناشي از تحولات تکنولوژي مي‌باشند که هرکدام از اين دو در صورت برنامه‌ريزي و تمهيدات به‌موقع قابل‌کنترل مي‌باشند.
ارابه تمدن و تکنولوژي با آخرين سرعت به جلو مي‌تازد وزندگي بشر با به‌کارگيري تکنولوژي برتر و پيشرفته آسان مي‌گردد ولي به همان نسبت انسان روز به روز خود را در مقابل خطرات بالقوه تکنولوژي عاجزتر احساس مي‌کند و از سوي ديگر از تمهيدات دائمي حوادث طبيعي نيز مصون نيست. پس لازمه زندگي در جهان کنوني اهميت و بها دادن به ايمني مي‌باشد تا بشر با آرامش خاطر و بدون دغدغه به زندگي عادي خويش ادامه دهد. بررسي‌هاي چندين ساله به اين نتيجه منتهي شدند که چون دانش زمان قادر به پيش‌بيني و پيشگيري و مبارزه با آتش‌سوزي‌هاي دامنه‌دار نيست، راه چاره تقسيم خسارت بين سازمان‌هاي اقتصادي صاحبان سرمايه و مردم ذينفع است. ازاين‌رو آتش‌سوزي به‌عنوان يک پديده اقتصادي از اقدامات جمعي در برنامه‌ريزي‌هاي ملي نقش يافت. بايد خاطرنشان کرد که به‌مرور با گسترش شهرها و افزايش تعداد واحدها نياز به ساماندهي متمرکز درک شد و به‌مرور در اختيار شهرداري‌ها قرار گرفت. از اوايل قرن نوزدهم ميلادي و با افزايش روزافزون صنايع سنگين و تنوع واحدهاي توليدي دامنه آتش‌سوزي‌ها و حوادث ناشي از آن به حدي رسيد که ديگر نه‌تنها شرکت‌هاي بيمه قادر به مقابله با آن نبودند بلکه پرداخت خسارت نيز ديگر جبران ضرر وارده را به لحاظ وسعت و دامنه و ارزش نابودشده را نمي‌نمودند ازاين‌رو رشته جديدي به‌عنوان مهندسي حفاظت از حريق شکل گرفت که هدف آن دست‌يابي به متدولوژي مقابله با حريق و کاهش خطرات ناشي از آن بوده است (صالحي، 1381).
2-11. طبقه‌بندي حوادث
2-11-1. طبقه‌بندي حوادث بر اساس عواقب آن‌ها
آنچه حوادث را براي انسان ناخوشايند مي‌کند عواقب آن‌هاست. مهم‌ترين عواقب حوادث عبارت‌اند از:
– خطر جاني (مرگ، زخمي شدن و …)
– خطر مالي (خسارت به اموال و زيان‌هاي اقتصادي)
– خطر محيطي (از بين رفتن محيط طبيعي، آلودگي، از بين رفتن مناظر و چشم‌اندازهاي محيطي)
همان‌گونه که حوادث ناخوشايند را مي‌توان رتبه‌بندي کرد، احتمال وقوع آن‌ها را نيز مي‌توان تعيين کرد (اسميت و نيکلسون13، 1996).
2-11-2. طبقه‌بندي حوادث بر اساس عامل حادثه
از اين نظر مي‌توان آن‌ها را به دو دسته بسيار کلي تقسيم‌بندي کرد که عبارت‌اند از:
الف- حوادث طبيعي
ب- حوادث انساني
بلاياي طبيعي سوانحي هستند که به‌واسطه بي‌نظمي غيرعادي عناصر اصلي زمين، هوا، آتش‌وآب به وجود مي‌آيند و مصائب ناشي از آن‌ها به همان شدت گذشته هنوز هم تکرار مي‌گردد. اين‌گونه بلايا شامل زلزله، توفان، رعدوبرق و آتش‌سوزي در جنگل‌ها و غيره مي‌شود. حوادث انساني، حوادثي هستند که انسان‌ها به‌گونه‌اي در ايجاد آن نقش دارند. اين نقش ممکن است عمدي و بااراده و يا غيرعمدي و بدون اراده باشد. ازآنجاکه سوانح طبيعي به دليل عوامل طبيعي و بدون دخالت انسان رخ مي‌دهند ممکن است پيشگيري از آن‌ها چندان معني‌دار نباشد. در عوض لازم است انسان خود را با محيط طبيعت انطباق داده و آمادگي لازم را در برابر اين خطرات داشته باشد. از طرف ديگر سوانح و خطراتي که عامل انساني در رويداد آن‌ها نقش دارد ازجمله سوانحي هستند که مي‌توانند قابل‌پيشگيري و کنترل باشد. هم عوامل طبيعي و هم عوامل انساني مي‌توانند در وقوع حوادث آتش‌سوزي نقش داشته باشند؛ اما آتش‌سوزي که در مناطق شهري رخ مي‌دهد نقش و عامل انساني در ايجاد آن بسيار بالاست (اسميت و نيکلسون، 1996).
2-11-3. طبقه‌بندي حوادث بر اساس اراده انساني
از اين حيث حوادث را مي‌توان به دو دسته کلي تقسيم و به شرح زير طبقه‌بندي کرد:
الف- حوادث داوطلبانه
ب- حوادث غير داوطلبانه
حوادث داوطلبانه حوادثي هستند که افراد يا جوامع با‌اراده و ميل و اراده خودشان آن را انتخاب مي‌نمايند. حوادث غير داوطلبانه برعکس حوادثي هستند که بر افراد و جوامع بدون ميل و اراده آن‌ها تحميل مي‌گردد (مرکز داده و مديريت آتش‌سوزي ملي ايالت متحده، 1998).
2-11-4. طبقه‌بندي حوادث بر اساس خصوصيات خطر
بر اساس اين نوع طبقه‌بندي خطرات را مي‌توان به‌صورت زير تقسيم‌بندي کرد:
الف- خطرات انسان‌ساز ويرانگر
ب- خطرات انسان‌ساز معمولي
ج- خطرات طبيعي ويرانگر
د- خطرات طبيعي معمولي
اين تقسيم‌بندي به شکل ديگري نيز با توجه به معيار داوطلبانه و غير داوطلبانه بودن صورت گرفته است. خطر آتش‌سوزي در اينجا نيز داراي ابعاد متعدد است. انفجار هسته‌اي و غيره نمونه‌هاي رايجي از حوادث انسان‌ساز ويرانگر هستند. اگرچه آتش‌سوزي‌ها عمدتاً از نوع انسان‌ساز معمولي هستند که به‌طور متوسط داراي تلفات انساني نيستند ولي در ميان آن‌ها آتش‌سوزي‌هاي ويرانگر نيز وجود داشته‌اند. همچنين آتش‌سوزي‌هايي که طي سال‌هاي اخير در جنگل‌ها رخ‌داده‌اند داراي آثار ويرانگري بر محيط طبيعي و انساني بوده‌اند. اگرچه اين آتش‌سوزي‌ها داراي تلفات انساني چنداني نبوده‌اند (مرکز داده و مديريت آتش‌سوزي ملي ايالت متحده، 1998).
طبقه‌بندي آتش‌سوزي‌ها در نواحي شهري را مي‌توان به‌صورت زير تقسيم‌بندي کرد:
الف- آتش‌سوزي فضاي باز
ب- آتش‌سوزي ساختماني
ج- آتش‌سوزي وسايل نقليه
معمولاً بيش از 80 درصد

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *