دانلود پایان نامه درمورد سلسله مراتب، سلسله‌مراتب، کانون توجه

خدمات موجود در شهر، توزيع و مکان‌يابي بهينه‌ي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني به دليل اهميت و توجه روزافزون به امر ايمني در شهرها و ارائه تمهيداتي درزمينه پيشگيري و مقابله با آتش‌سوزي و حادثه از اهميت قابل‌توجهي برخوردار است. بدون ترديد در ميان کليه روش‌هاي موجود براي پيشگيري و کاهش تلفات و خسارات ناشي از آتش‌سوزي‌ها در مناطق شهري، برنامه‌ريزي شهري از طريق وضع استانداردها و ضوابط و مقررات مربوطه مي‌تواند سهم قابل‌توجهي در کاهش خسارات جاني و مالي و تأمين ايمني براي شهروندان در بلندمدت داشته باشد. اين امر در شهرهاي ايرآن‌که اکثراً داراي بافتي فشرده و متراکم با شبکه‌هاي دسترسي نامناسب هستند حساسيت بيشتري را در استانداردها و ضوابط مي‌طلبد تا در مواقع اضطراري و وقوع حوادث در اين بافت‌ها، عمليات امدادرساني به‌موقع انجام گيرد (پور اسکندري، 1380). ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني به‌عنوان مکاني جهت استقرار و انتظار خودروهاي آتش‌نشاني و امداد، ازجمله مراکز مهم و حياتي خدمات‌رساني در شهرها هستند که نقش مهمي در تأمين ايمني و آسايش شهروندان و توسعه اقتصادي شهرها ايفا مي‌نمايند. بديهي است خدمات‌رساني به‌موقع و مطمئن توسط ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني بيش از هر چيز مستلزم استقرار آن‌ها در مکان‌هاي مناسب است که بتوانند در اسرع وقت و بدون مواجه‌شدن با موانع و محدوديت‌هاي محيط شهري از يک ‌طرف و با ايجاد حداقل آثار منفي بر روي زندگي ساکنان شهر از طرف ديگر به محل حادثه رسيده و اقدامات اطفاء و يا امداد را به انجام برسانند (سازمان شهرداري‌ها و دهياري‌هاي کشور، 1383). بدين ترتيب در اين تحقيق به‌منظور حل مسئله‌ي کمبود ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني و تعيين بهترين مکان براي احداث ايستگاه‌هاي جديد از ابزار GIS استفاده مي‌گردد، چراکه امروزه مسائل شهري باعث شده است متغيرهاي متعددي در مکان‌گزيني‌ کاربري‌ها تأثيرگذار باشد که امکان تحليل آن‌ها به روش‌هاي سنتي نظير روي هم‌گذاري دستي نقشه‌ها به دليل حجم زياد داده‌ها امکان‌پذير نيست؛ بنابراين استفاده از ابزار توانمندي چون سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS) در مکان‌يابي کاربري‌ها در شهر ضروري مي‌باشد (نظري عدلي و کوهساري، 1386). ازاين‌رو تحليل مکان مناسب و شناسايي تعداد ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني موردنياز در شهر بسيار مهم است؛ بنابراين سامانه‌هاي اطلاعات جغرافيايي توانايي جمع‌آوري، ذخيره‌سازي و مديريت داده‌هاي مکاني رادارند و مي‌توانند در مرحله آگاهي به تصميم‌گيرنده کمک فراواني کنند. نتايج حاصل از تصميم‌‌گيري‌هاي مکاني را مي‌توان از طريق پردازش و تحليل داده‌ها در سامانه اطلاعات جغرافيايي به دست آورده و اولويت‌هاي تصميم‌گيري را مشخص نمود.
1-4. فرضيه‌هاي تحقيق
1- تعداد ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني در سطح منطقه يک شهري بندرعباس کافي نيست.
2- مکان يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني موجود در منطقه يک شهري بندرعباس، طبق استانداردهاي شهري انجام نگرفته است.
1-5. اهداف اساسي تحقيق
1- مکان‌گزيني ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني با استفاده از الگوريتم فازي و روش AHP، تلفيق الگوريتم‌هاي فازي و AHP
2- شناسايي اولويت‌هاي مکاني براي استقرار ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني
2
فصل دوم
مباني نظري تحقيق
2-1. پيشينه تحقيق
پرهيزگار (1376) به بررسي و مکان‌يابي مراکز آتش‌نشاني شهر تبريز پرداخته است. در اين تحقيق در تعيين ميزان و مکان خدمات علاوه بر شاخص‌هاي کيفي، از روش‌هاي رياضي نيز استفاده‌شده است.
پرهيزگار (1376) ضمن مطالعه روش‌ها و الگوهاي مکان گزيني مانند مکان مرکزي، مدل تاکسونومي عددي، مدل لاري و مدل‌هاي تصادفي، بامطالعه موردي در مکان‌يابي مراکز آتش‌نشاني شهر تبريز، توانايي GIS را نسبت به ساير مد‌ل‌ها اثبات کرد.
پور‌ اسکندري (1380) با استفاده از روش شعاعي، چندضلعي تيسن و تحليل شبکه ضمن بررسي نحوه توزيع سوانح آتش‌سوزي در شهر کرج، به مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني اقدام کرد.
سعيدي‌خواه (1383) به بررسي تأسيسات و تجهيزات شهري (پست-مخابرات-آتش‌نشاني) و مکان‌يابي آن‌ها در بافت قديم و جديد شهر مشهد پرداخت. نتيجه کار استخراج نقشه‌هاي ميزان و مقدار و مکان‌يابي خدمات است که با وضع موجود نيز سنجيده شده و ميزان کمبودها مشخص‌شده است. نتيجه به‌دست‌آمده حاکي از اختلاف زياد بين مقدار و مکان گزيني خدمات در وضع موجود و وضع مطلوب مي‌باشد.
عادلي (????) پژوهشي در مورد مكان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهر گرگان انجام داده و پس از ارزيابي ايستگاه‌هاي موجود، مكان‌هاي جديد را پيشنهاد مي‌كند.
نظريان و کريمي (1388) با توجه به معيارهاي شعاع پوششي، تراکم جمعيت، نزديکي به شبکه معابر (دسترسي‌ها) و کاربري اراضي (همسايگي‌هاي سازگار و ناسازگار) به ارزيابي توزيع فضايي و مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهر شيراز با استفاده از GIS پرداختند. چنين نتيجه شد که تعداد ايستگاه‌هاي موجود شهر شيراز، بيش از نيمي از محدوده فعلي شهر خارج از شعاع پوشش استاندارد (سه تا پنج دقيقه) هستند و نيازمند به مکان‌يابي ايستگاه‌هاي جديد مي‌باشند؛ بنابراين با استفاده از فرآيند تحليل سلسله مراتبي و تلفيق آن باقابليت‌هاي GIS، براي مناطقي که خارج از شعاع عملکردي ايستگاه‌هاي موجود بودند، ايستگاه‌هاي جديدي مکان‌يابي گرديد.
مشکيني و همکاران (1389) به تحليل فضايي-مکاني تجهيزات شهري و کاربست مدل تحليل سلسله مراتبي در محيط GIS (مطالعه موردي: ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني هسته مرکزي تهران) پرداختند. در اين مطالعه به کمک تلفيق مدل تحليل سلسله مراتبي و منطق ارزش‌گذاري لايه‌ها در GIS، مدلي براي مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني ارائه شد. درنهايت سايت‌هايي به‌منظور احداث ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني پيشنهادشده‌اند که با کمک ايستگاه‌هاي موجود قادر خواهند بود کل منطقه را تحت پوشش قرار دهند.
هادياني و کاظمي‌زاد (1389) مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهر قم با استفاده از تحليل شبکه و مدل AHP در محيط GIS را انجام دادند. نتايج نشان مي‌دهد که الگوي پراکنش ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهر قم در وضع موجود از الگوي مناسبي برخوردار نيست و فاصله زماني رسيدن خودروهاي آتش‌نشاني به آخرين نقطه‌ي منطقه تحت پوشش خود بيش از پنج دقيقه مي‌باشد و يک‌سوم شهر را پوشش نمي‌دهد؛ بنابراين براي مناطق خارج از شعاع عملکردي ايستگاه‌هاي موجود، پنج ايستگاه جديد مکان‌يابي و پيشنهاد گرديد تا کل فضاي شهر بر اساس استاندارد سه‌دقيقه‌اي رسيدن خودروهاي آتش‌نشاني به محل حريق، تحت پوشش ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني موجود و پيشنهادي قرار گيرد.
زياري و يزدان‌پناه (1390) به بررسي مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهر آمل با استفاده از مدل AHP در محيط GIS پرداختند. با به‌کارگيري روش همپوشاني، معيارهاي وزن دهي باهم تلفيق و مکان بهينه براي استقرار ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني مشخص شد. علاوه بر چهار ايستگاه موجود، دو ايستگاه پيشنهاد مي‌شود.
ديويد ايوانس5 (2004) نقش GIS را در مديريت بحران حوادث مرتبط با فعاليت‌هاي سازمان آتش‌نشاني تعيين‌کننده دانست و اظهار داشت علاوه بر اينکه GIS مي‌تواند در کاهش خسارات در زمان قبل از وقوع حادثه با مکان‌يابي بهينه‌ترين مکان‌ها براي احداث ايستگاه‌ها مؤثر باشد، بلکه مي‌تواند کارايي بالايي نيز در حين امدادرساني ايفا نمايد.
در شهر بندرعباس تاکنون درزمينه مکان گزيني و مدل‌سازي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني با استفاده از روش‌هاي تصميم‌گيري چند معيار و GIS، مطالعه‌اي انجام‌نشده است.
2-2. تصميم‌گيري
تصميم‌گيري6 درواقع طريقه عمل در مسيري خاص به‌صورت آگاها‏‏‏‏نه جهت نيل به اهداف و مطلوب تعريف‌شده است تا بدين طريق گزينه‌اي مناسب در ميان انواع گزينه‌ها انتخاب شوند. در مطالعات جغرافيايي فرآيند تصميم‌گيري به‌صورت نظام‌مند و سلسله‌مراتبي با تعريف مسئله آغاز و سپس با تعيين الزامات، تبيين اهداف، شناسايي گزينه‌ها، تعريف شاخص‌ها، انتخاب ابزار تصميم‌گيري و ارزيابي جهت رتبه‌بندي گزينه‌ها به اتمام مي‌رسد. در اين فرآيند روش‌ها و مدل‌هاي متفاوتي براي تصميم‌گيري به کار گرفته مي‏شود که يکي از بارزترين آن‌ها استفاده از مسائل مبتني بر تصميم‌گيري‌هاي‏ چند معيار شامل مدل‌هاي تصميم‌گيري چند‌هدفه و چند شاخصه است (پورطاهري، 1391).
2-3. تصميم‌گيري مکاني
بيش از 80 درصد داده‌ها و اطلاعات مورداستفاده جهت اتخاذ تصميم، داراي ماهيت و جنبه‌هاي مکاني و البته زماني هستند (محمدي، 1386). داده‌هاي مکاني7، عبارت از اقلام اطلاعاتي خام، نامرتب و پردازش نشده هستند که مرتبط با موقعيت مکاني و جغرافيايي مشخصي مي‌باشند. داده‌هاي مکاني به‌خودي‌خود از ارزش و کارايي اندکي برخوردار هستند و جهت سودمند ساختن آن‌ها بايستي تحت پردازش و تحليل‌هاي مکاني قرار گيرند. نتايج حاصل از پردازش داده‌هاي مکاني منجر به مجموعه‌اي از آگاهي‌ها و يا اطلاعات مکاني مي‏گردند. اين اطلاعات خمير‌مايه‌ي فرآيند تصميم‌سازي‌هاي مکاني را تشکيل مي‏دهند. بخش اعظم تصميم‌گيري‌ها داراي ماهيت مکاني است بنابراين مي‏توان آن‌ها را تصميم‌گيري مکاني ناميد. اين نوع تصميم‌گيري‌ها که بايستي با لحاظ کردن ابعاد مکاني و زماني به همراه عدم قطعيت آن‌ها صورت گيرد، بسيار دشوار پيچيده و وقت‌گير مي‌باشند و لذا، بهره‌گيري ازنظريات تصميم به همراه فناوري تصميم ضروري است (محمدي، 1386).
2-4. ديدگاه‌هاي متفاوت در تصميم‌گيري
بنا به نظر کيني8 دو ديدگاه در تصميم‌گيري وجود دارد:
– روش گزينه‌محورکه در آن ايجاد گزينه‌هاي تصميم‌گيري مورد تاکيد قرار مي‌گيرد.
در اين روش گزينه‌ها باارزش‌هاي از قبل تعيين‌شده ارزيابي مي‌شوند.
– روش ارزش محور که در آن ارزش‌ها (معيارهاي ارزيابي) به‌صورت عناصر پايه‌اي در تحليل تصميم مورداستفاده قرار مي‌گيرد. در اين روش ارزش به‌عنوان عنصر اصلي در تصميم بررسي مي‌شود؛ بنابراين در اولين مرحله بر روي تعيين ارزش‌ها تمرکز مي‌شود؛ و مطابق باارزش‌ها به ايجاد گزينه اقدام مي‌شود.
تفاوت اساس بين اين دو روش در اين است که در روش گزينه محور ابتدا گزينه‌ها شناسايي مي‌شوند و يا از قبل وجود دارند و سپس به تعيين ارزش‌ها اقدام مي‌شود اما در روش ارزش محور ابتدا ارزش‌ها تعيين و سپس بر اساس اين ارزش‌ها اقدام به ايجاد گزينه مي‌کنند.
اصل کلي در ساخت فرايند تصميم‌گيري بر اين قرار است که ايجاد گزينه‌هاي تصميم‌گيري بايد به‌گونه‌اي باشد که رسيدن به ارزش‌هاي تعيين‌شده در يک وضعيت تصميم‌گيري به بهترين صورت انجام پذيرد (پرهيزگار، 1386).
2-5. مراحل تصميم‌گيري چندمعياري مکان
تصميم‌گيري يک فرآيند است که دربرگيرنده مراحل مختلف زير است (محمدي، 1386):
2-5-1. تعريف مسئله
هر فرايند تصميم‌گيري با شناخت و تعريف مسئله تصميم‌گيري شروع مي‌شود. عمدتاً نظر بر اين است که مسئله تصميم‌گيري درک تفاوت بين وضعيت مطلوب و موجود سامانه است. تعريف مسئله با مرحله آگاهي و بينش در فرايند تصميم‌گيري هم‌پوشي دارد. در اين مرحله مي‏توان از فناوري تصميم و توانمندي‌هاي مختلف سامانه اطلاعات جغرافيايي کمال بهره‌برداري را نمود. در اين مرحله مي‌توان پس از شناخت و تعريف دقيق مسئله، مي‌توان داده‌هاي مکاني خام را در يک سامانه اطلاعات جغرافيايي جمع‌آوري و پردازش ‏نمود.
2-5-2. معيارهاي ارزيابي
در تحليل چندمعيار مکاني، بعد از شناسايي مسئله تصميم‌گيري مجموعه‌اي از معيارهاي ارزيابي در کانون توجه قرار مي‌گيرند.
اصطلاح معيار يک واژه کلي است که مفاهيم مربوط به صفت و هدف را در برمي‌گيرد بنابراين معيار يک اساس براي ارزيابي

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *