منابع مقاله درمورد بيماري، آلزايمر، ميباشد

3-3-2 : ژن APOE 22
4-3-2: ژن MAPT (Microtule Associated Protein Tau) 25
4-2 : بررسي تحقيقات انجام شده 29
فصل سوم: مواد و روش ها
1-3: روش شناسي تحقيق 35
1-1-3 : نوع مطالعه 35
2-1-3 : جامعه آماري 35
3-1- 3: معيار DSM-? 35
4-1-3 : معيارهاي انتخاب بيماران 37
5-1-3: روش جمع آوري دادهها 37
5-1-3: تعريف عملياتي متغيرها و مقياس اندازهگيري 37
6-1-3: ملاحظات اخلاقي 37
2-3: روش اجرا 38
1-2-3 : استخراج DNA 38
2-2-3)روش استخراج DNA با استفاده از کلروفرم: 41
روش تهيه محلولهاي مورد نيازجهت استخراج DNA: 42
3-3) سنجش کيفيت و کميتDNA 44
1-3-3) سنجش کميت و کيفيت DNA با استفاده از نانودراپ 44
2-3-3) ارزيابي کيفيت DNA استخراج شده به کمک ژل آگارز (الکتروفورز افقي) 44
4-3) ژنوتايپ کردن نمونه ها)ژنوتايپينگ) 47
3-5: آناليز آماري 51
مشخصات افراد شرکت کننده در مطالعه 54
فصل چهارم: نتايج
1- 4: تجزيه و تحليل آماري براي پلي مورفيسم (G/A) 242557rs ژن MAPT 54
1-1-4: مقايسه ژنوتيپ هاي پلي مورفيسم (G/A) 242557rs ژن MAPT در دو گروه بيمار و سالم 54
2-1-4: مقايسه آلل هاي پلي مورفيسم G/A) 242557rs ژن MAPT در دو گروه بيمار و سالم 55
2- 4: تجزيه و تحليل آماري براي پلي مورفيسم ژن APOE در دو گروه بيمار و سالم 55
1-2-4 :مقايسه ژنوتيپهاي پلي مورفيسم (429358 rs ) و (7412rs) ژن APOE در در افراد2 ? APOE و4? APOE در دو گروه بيمار و سالم 55
2-2-4: مقايسه آلل هاي پلي مورفيسم ژن APOE در دو گروه بيمار و سالم 56
3-4 ) بررسي اثر متقابل ژنوتيپ هاي پلي مورفيسم G/A) 242557rs ژن MAPT با ژنوتيپ هاي ژن APOE 57
4-4 : نتايج حاصل از PCR قطعات مورد نظر در ژن هاي MAPT و APOE 57
فصل پنجم: بحث و پيشنهادات
1-5 ) بحث 60
2-5 ) نتيجه گيري 61
1-2- 5)نتايج پلي مورفيسم rs242557(G/A مربوط به ژن MAPT 61
2-2-5) نتايج پلي مورفيسم (429358 rs ) و (7412rs) مربوط به ژن APOE 62
3-5 ) پيشنهادات 63
منابع
REFRENCE: 65
Introduction: 72
فهرست جداول:
عنوان صفحه
جدول 1-3مشخصات کلي پرايمرها 48
جدول 2 -3 49
جدول 3-3 برنامه مورد استفاده جهت انجام PCRژنMAPT 50
جدول 1-1-4: بررسي توزيع ژنوتيپ ها در دو گروه بيمار و کنترل 54
جدول 2-1-4: بررسي همسا ني توزيع آلل ها در دو گروه بيمار و سالم 55
جدول 1-2-4 : بررسي توزيع ژنوتيپ ها در دو گروه بيمار و کنترل 56
جدول 2-2-4: بررسي همساني توزيع آلل ها در دو گروه بيمار و سالم 56
فهرست شکل ها:
عنوان صفحه
شکل 1-1 ) در اين شکل نورون هاي سا لم با نورونهاي داراي شاخص هاي بيماري آلزايمر مقايسه شده است 3
شکل2-1 : در اين شکل ايزوفرم هاي گوناگون تائو به نمايش در آمده اند. 7
شکل 1-2 : پلاکهاي پيري آميلوئيد و NFT مشاهده شده در مغز بيماران مبتلا به آلزايمر 14
شکل2-2: سيستم ليمبيک و نواحي درگير در بيماري آلزايمر 15
شکل1-4-4 : محصول PCR مربوط به ژن MAPT ، همانگونه که مشاهده مي شود،طول قطعه ي کنترل ، موتانت و نرمال به ترتيب 340 ، 167،228 نو کلئو تيد مي باشند. 58
شکل 2-4-4: محصول PCR مربوط به ژن APOE در دو جايگاه (لوکوس) 112و 158. 58
چکيده :
مقدمه : بيماري آلزايمر يک اختلال مولتي فاکتوريال بوده است و شايع ترين عامل دمانس در جهان ميباشد. بنابراين قويترين فاکتور خطر براي ابتلا به بيماري آلزايمر رسيدن به سن پيري ميباشد. از آنجا که يکي از شاخصهاي بيماري آلزايمر گرههاي نوروفيبريلاري درون سلولي (متشکل از فيلامنتهاي شديدا فسفريله تائو ) ميباشد و با توجه به اينکه ژنMAPT کدکننده پروتئين تائو است و اين پروتئين با بيماري آلزايمر در ارتباط مستقيم است بنابراين پلي مورفيسم شايع (G/A) 242557rs ژن MAPT ميتواند با ريسک ابتلا به بيماري آلزايمر ارتباط داشته باشد و APOE هم يک ريسک فاکتور براي اين بيماري شناخته شده است. بنابراين رابطه بين بيماري آلزايمر و تشکيل گرههاي نوروفيبريلاري انکار ناپذير است.
روش کار: در اين مطالعه پلي مورفيسم (G/A) 242557rs در ژنMAPT و پلي مورفيسم (429358 rs ) و (7412rs) در ژن APOE در 57 فرد سالم و 50 فرد بيمار به روش Tetra Arms PCR مورد بررسي قرار گرفتند.
يافتهها : در پلي مورفيسم (G/A) 242557rs در ژن MAPT ،فراواني ژنوتيپ AG و آلل G در افراد بيمار به طور معناداري از افراد سالم بيشتر بود، (به ترتيب 64% و 36% در برابر 1/42% و 8/22% با 01/0? Pvalue . در پلي مورفيسم (429358 rs ) و (7412rs) در ژن APOE ، فراواني ژنوتيپ 4/?4? و آلل 4? در افراد بيمار به طور معناداري از افراد سالم بيشتر بود. (به ترتيب 4/38% و 7/57% در برابر 8/3% و 8/28% با009 /0? Pvalue).
نتيجه گيري : به نظر مي رسد که در پلي مورفيسم(G/A) 242557rs در ژن MAPT در جمعيت ايراني ، ژنوتيپ AG و آلل G در اين جمعيت داراي نقش ريسک فاکتوري براي بيماري آلزايمراست.
به نظر ميرسد که در پلي مورفيسم (429358 rs ) و ( 7412rs ) در ژن APOE ، در جمعيت ايراني ، ژنوتيپ 4/?4? و آلل 4? در اين جمعيت داراي نقش ريسک فاکتوري براي بيماري آلزايمر است.
واژههاي کليدي : بيماري آلزايمر ، ژن MAPT ، ژن APOE ،گرههاي نوروفيبريلاري
فصل اول:
کليات تحقيق
1- 1: بيان مسئله :
بيماري آلزايمر1 شايع ترين بيماري تخريب کننده عصبي2 ميباشد (1) که از نظر ژنتيکي هتروژن بوده و تاکنون بيش از 26 ميليون نفر از جمعيت جهان به آن مبتلا شده اند (2و3).
بيماري آلزايمراز نظر باليني, با اختلالات شناختي ,اختلالات زباني و مهارتهاي حرکتي و تغييرات رفتاري همراه است (2) و درگير کننده مناطقي خاص از مغز از جمله لوبهاي گيجگاهي3,هيپوکامپ, بخشي از کورتکس و بخش کوچکي از لوب پيشاني4 ميباشد (4) و از نظر پاتولوژيکي با وجود پلاکهاي پيري خارج سلولي5 وگرههاي داخل سلولي نوروفيبريلاري6 و فقدان ارتباطات سيناپسي درون کورتکس انتورينال7 مشخص ميشود (5).
شکل 1-1 ) در اين شکل نورون هاي سا لم با نورونهاي داراي شاخص هاي بيماري آلزايمر مقايسه شده است
که همانگونه که ملاحظه ميشود در نورونهاي آلزايمري پلاکهاي بتا آميلوئيدي خارج سلولي و گرههاي نوروفيبريلاري داخل سلولي که از شاخصهاي بيماري آلزايمر ميباشد به خوبي قابل مشاهده ميباشد.
پلاکهاي پيري از رشتههاي 8 نانومتري از پپتيدهاي 42-40 اسيدآمينهاي به نام آميلوئيد بتا 8درست شدهاند که از پروتئوليز يک پروتئين بزرگتر به نام پروتئين پيش ساز آميلوئيد9 حاصل ميشوند (5و6). شکستن APP توسط دو پروتئاز به نام بتا -سکرتاز10 و گاما -سکرتاز 11سبب توليد پپتيد آّميلوئيد بتا ميشود که سريعا به صورت فيبريلهايي تجمع مييابند. دو پروتئين مرتبط با بيماري آلزايمر به نام هاي پرسينيلين1 و پرسينيلين 2 از اجزء کاتاليتيک گاما-سکرتاز ميباشند (5).
گرههاي داخل سلولي نوروفيبريلاري از رشتههايي درست شدهاند که ترکيب عمده آنها از پروتئبني به نام تائو12 ميباشد که پروتئيني متصل شونده به ميکروتوبول 13ميباشد. واکنش ديناميک بين پروتئين تائو و ميکروتوبولها توسط فسفريلاسيون تنظيم ميشود. تائوي فسفوريله شده در مقايسه با تائوي غير فسفوريله شده تمايل چسبندگي پايينتري به ميکروتوبولها دارد (7). ميزان فسفوريلاسيون در تائوي جدا شده از گرههاي نوروفيبريلاري چندين برابر بيشتر از تائوي طبيعي ميباشد (8). پروتئين تائو به فيلامنت هاي اکتين14 و اسپکترين15 متصل ميشود که از طريق اين واکنشها پروتئينهاي تائو احتمالا در ميا نکنش ميکروتوبولها با ساير اجزاي اسکلت سلولي نظير نوروفيلامنتها اثر ميگذارند. در انواعي از بيماريهاي نورودژنراتيو (به جز آلزايمر) که در مجموع به آنها تائوپاتيها16 اطلاق ميشود گرههاي نوروفيبريلاري تجمع مييابد بدون اينکه رسوبات بتا آميلوئيدي ديده شود و بر اساس نوع تائوي اجتماع يافته که به عنوان بار کد 17عمل ميکنند پنج نوع تائو پاتي طبقه بندي شده است (9).
بيماري آلزايمر بر اساس سن شروع بيماري به انواع زودرس18 و ديررس19 تقسيم ميشود که در شکل زودرس (آلزايمر خانوادگي) سن شروع بيماري پايين تر از 65 سال است در حالي که در شکل ديررس سن شروع بيماري بالاتر از 65 سال ميباشد (10). عمده موارد بيماري از نوع ديررس (اسپوراديک) مي باشد (11) به نحوي که بيش از 97% بيماري آلزايمري از نوع ديررس ميباشد و تنها 3% بيماران آلزايمري از نوع زودرس ميباشد (12).
چندين ژن دخيل در ايجاد بيماري آلزايمر زودرس شناسايي شدهاند که از مهمترين آنها ميتوان به پرسينيلين 1 بر روي کروموزوم14, پرسينيلين 2 بر روي کروموزوم 1 و پروتئين پيش ساز بتا آميلوئيد بر روي کروموزوم 21 اشاره کرد که جهش در اين سه ژن مسئول 40% از موارد زودرس بيماري است. ژنهاي دخيل در آلزايمر ديررس به صورت يک ريسک فاکتور عمل ميکنند و ژنهاي بسياري در اين زمينه به عنوان ريسک فاکتور مورد مطالعه قرار گرفته اند که شناخته ترين آنها ,ژن آپوليپو پروتئين20 واقع بر روي کروموزوم 19 ميباشد (13,14 و15). آپوليپو پروتئين E(APOE), ليپوپروتئين اصلي در مغز است که در نقل و انتقال ليپيدها و به ويژه کلسترول دخيل ميباشد. ژن کد کننده پروتئين(APOE سه آلل دارد که توارث آلل (4 (APOE? قويترين فاکتور خطر براي بيماري آلزايمر تک گير ميباشد (16).
چندين فرضيه ارائه شدهاند که مرک نوروني ناشي از گرههاي داخل سلولي نوروفيبريلاري و آميلوئيد بتا را بيان ميکنند. فرضيه آبشار آميلوئيد21 ادعا ميکند که آميلوئيد بتا سبب افزايش يا ايجاد پاتولوژيکي گرههاي داخل سلولي نوروفيبريلاري ميشود. فرضيه اي ديگر, آسيب اکسيداتيو مغز, به عنوان يک عامل براي بيماري آلزايمر اسپوراديک ميباشد و فرضيه اي ديگر , نقص ميتوزي را به عنوان يک دليل تخريب نوروني در آلزايمر معرفي ميکند (1).
ژن تائو kb135 طول دارد و داراي 16 اگزون ميباشد که بر روي کروموزوم شماره 17در موقعيت21 q17 قرار دارد و پروتئين کد شده توسط اين ژن , داراي نقش حياتي در سطح سلولي ميباشد. نقش عمده فيزيولوژيکي اين پروتئين ,پيشبرد پايداري و تجمع شبکه ميکروتوبولي ميباشد که اين شبکه ميکروتوبولي در انتقالات آکسوني22 در نورون ها داراي اهميت ميباشد (17,18). ژن تائو داراي دو جزيره CPG 23ميباشد که يکي از جزاير با پروموتر و جزيره ديگر با اگزون 9 در ارتباط ميباشد. جزيره CPG مربوط به بخش پروموتر شبيه پروموترهاي ويژه نورون ميباشد (19).
در تمام طول لوکوس ژنومي MAPT دو هاپلوتايپ شناسايي شدهاند که اين هاپلوتايپ ها را H1 وh2 مينامند که واريانت هاي H1 با بيماري آلزابمر در ارتباط ميباشند (16,20).
در مغز بالغين شش ايزوفرم از تائو در اثر پردازش متناوب 24اگزون هاي 2,3 و 10حاصل ميشود که سه تا از اين ايزوفرمها داراي سه ناحيه تکراري متصل شونده به ميکروتوبول (3R) ميباشند که توسط اگزونهاي 12-9 کد ميشوند . اگزون 10 نيز دومين ديگري را کد ميکند که داشتن اين دومين مربوط به اگزون10 باعث توليد سه ايزوفرم ديگر از تائو ميشود که داراي چهار ناحيه اتصال به ميکروتوبول ميباشد و ايزوفرمهاي 4R-tau ناميده ميشوند (21). ايزوفرم هاي 3R ,4R يا بدون اسيدآمينه دخولي (0N) و يا داراي 29 اسيدآمينه دخولي 1N)) و يا داراي 58 اسيدآمينه دخولي (2N) مي باشند.در مفز انسان نسبت ايزوفرم هاي 3R, به 4R در حدود يک مي باشد و ايزوفرم هاي 1N, 0N و2N به ترتيب 54% ,37, %9 % از کل تائو را تشکيل ميدهند. در مغز جنين کوتاه ترين ايزوفرماز تائو 3R/0N)) که داراي352

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *