پایان نامه رایگان با موضوع فعالیتهای فراغتی، منابع مالی، وضعیت تأهل

دانلود پایان نامه

هایکی و جکسون41 2001). امروزه محدودیتهای فراغت به عنوان شاخهای از علوم دانشگاهی شناخته شده است (جکسون، 1991) که به عنوان مکانیزمی برای درک بهتر محدودیتهای مشارکت در فعالیتهای فراغتی مورد استفاده قرار میگیرد (بوچانن و آلن، 1985؛ جکسون و سیرل، 1985). علاوه بر این، از محدودیتهای فراغت برای توضیح روندهای در حال تغییر ترجیحات فراغتی در طی زمان (جکسون، 1991) و برای درک تفاوت انتخابها و تجربههای فراغتی بخشهای مختلف جامعه (لی، 2010) نیز استفاده شده است. محدودیتهای فعالیت فراغتی، چه ادراکشده و چه واقعی، در مشارکت بسیار مؤثرند. شرایط ایدهآل آن است که محدودیتها به کمترین حد ممکن خود برسند تا همه گروههای اجتماعی از فرصتهای عادلانهای برخوردار باشند. به هر حال، باید توجه داشت که شکاف و فاصله میان نظریه و عمل، با انجام پژوهشهایی در این حوزه کاهش یافته و کاهش خواهد یافت (گودیل و ویت، 1989).
مطالعه موانع و محدودیتهای فراغت به عنوان مکانیزمی برای درک بهتر موانع مشارکت در فعالیتهای فراغتی در نظر گرفته میشود (بوچانن و آلن، 1985؛ جکسون و سیرل، 1985؛ سامدال و همکاران، 1997). گودیل و ویت (1989) چنین بیان کردهاند که ارائه خدمات تفرجی، ریشه در تلاش برای غلبه بر شرایط محدودکنندهای دارد که مشارکت در تفرج برای افراد و گروهها محدود یا غیرممکن میسازد. توجه به دلایل عدم مشارکت در فعالیتهای تفرجی و نبود فرصتهای فراغتی همیشه مسأله مهمی برای پارکها و خدمات تفرجی ـ فراغتی بوده است (جکسون و اسکات، 1999). واژهنامه آکسفورد42 نیز، واژه «محدودیت» را به عنوان حدگذاری و محدود کردن عمل و جنبش توصیف میکند. در ابتدا، مانع و محدودیت فراغتی به هر فاکتوری اطلاق میشد که تکرار، شدت، مدت یا کیفیت مشارکت در فعالیت تفرجی را کاهش میداد (الیس و ریدماچر، 1986؛ ویت و گودویل، 1989). جکسون در سال 1988 تعریف نهایی را ارائه داده است: «محدودیتها مجموعه دلایلی برای عدم اتخاذ رفتاری خاص هستند و شامل محدودیتهایی میشوند که از مشارکت فرد در فعالیت فراغتی جلوگیری میکنند». محدودیتهای فراغتی مهمترین عواملی هستند که میتوانند باعث جلوگیری، کاهش یا تعدیل مشارکت شوند یا تأثیر منفی بر کیفیت تجربه فراغتی داشته باشند (تائه، 2007). محدودیتها، فاکتورهای غیرمطلوبی هستند که دامنه بسیار گستردهای از تجربیات ناخوشایند سفر گرفته تا تهدیدات جدی برای سلامت و جان مسافران را شامل میشود (سونمز و گرائف43، 1998).
در مجموع، پژوهشگران همواره در تلاش بودهاند تا محدودیتها را به شیوهای گستردهتر و صحیحتر تعریف کنند تا تمامی جنبههای ممکن را در بر گیرد. هندرسون، استالنیکر و تایلور44 (1988) بیان کردهاند که محدودیتها بیش از آن که واقعی باشند، ادراک شده45 هستند (مکگویگان، رابین46، 2004).

جدول 1-2: خلاصهای از تعاریف محدودیتهای گردشگری
تعریف
نویسنده
هر فاکتوری که تکرار، شدت، مدت یا کیفیت مشارکت در فعالیت تفرجی را کاهش دهد.
(الیس و ریدماچر، 1986؛ گودویل و ویت، 1989).
مجموعه دلایلی برای عدم اتخاذ رفتاری خاص هستند و شامل محدودیتهایی میشوند که از مشارکت فرد در فعالیت فراغتی جلوگیری میکنند.
(جکسون، 1988)
محدودیتها، فاکتورهای غیرمطلوبی هستند که دامنه بسیار گستردهای از تجربیات ناخوشایند سفر گرفته تا تهدیدات جدی برای سلامت و جان مسافران را شامل میشود.
(سونمز و گرائف، 1998)
موانع فراغتی مهمترین عواملی هستند که میتوانند باعث جلوگیری، کاهش یا تعدیل مشارکت شوند یا تأثیر منفی بر کیفیت تجربه فراغتی داشته باشند.
(تائه 2007)
منبع: ادبیات پژوهش

بر اساس آن چه که تا کنون گفته شد:
«تمرکز این پژوهش بر روی آن دسته از عواملی است که میتوانند تأثیر منفی بر تصمیم گردشگران بگذارند یا عامل منفی و محدودیت کشور میزبان عنوان شوند. در این پژوهش محدودیت به چیزی گفته میشود که برای انجام عمل فراغتی خاص در ایران، موانعی را ایجاد میکند، یا باعث عدم رضایت گردشگران میشود و یا از میزان رضایت سفر آنان میکاهد».

4-2-2 مقایسه محدودیت و مانع
پژوهش در زمینه محدودیت، از بررسی موانع اولیه مشارکتکنندگان در سفر آغاز شده است و این واژه پس از آن گسترش یافته است. باید توجه داشت که واژه «محدودیت» مقدم بر واژه «مانع» است؛ زیرا، واژههای «مانع» و «موانع» نمیتواند کل تعریف «محدودیت رفتار گردشگری» را دربرگیرد و به طور کامل این توصیف را پوشش دهد (جکسون، 1988). علاوه بر این، واژه موانع، ذهن پژوهشگران را فقط در یک سمت و سو نگه میدارد و تنها یک نوع از مانع را شامل میشود که چیزی در میان «ترجیحات47» و «مشارکت48» است (کروفورد و گودبی49، 1987).
امروزه طیف گستردهتر و پیچیدهتری از موانع شناسایی شدهاند که واژه محدودیتها آن را توضیح میدهند (جکسون، 1988). این مفهوم علاوه بر موارد فیزیکی و خارجی، موارد داخلی و اجتماعی (کروفورد و گودبی، 1987؛ کروفورد و هادسون50، 1993) و حوزههای روانشناختی درونی (نادیرووا و جکسون51، 2002) را هم شامل میشود. در حال حاضر، نگاه پژوهشگران بیشتر به سمت محدودیتها منعطف است. آنها نگاه خود را از محدودیتهای بیرونی و فیزیکی (مانند امکانات و منابع) به سمت محدودیتهای داخلی (مانند روانشناختی و اقتصادی) و اجتماعی (مانند وضعیت تأهل، خانواده و روابط میان فردی) تغییر دادهاند (کروفورد و گودبی، 1987).
در انگیزه سفر گردشگران عواملی چون سن، جنسیت، سطح تحصیلات، نوع اشتغال، درآمد، وضعیت خانوادگی و محل سکونت افراد تأثیر دار
د. برای مثال، مردان نسبت به زنان سادهتر میتوانند به سفر بپردازند و با مشکل کمتری روبرو هستند؛ یا افراد جوان قدرت تحمل سفرهای طولانی و سخت را دارند و پذیرای اندیشههای جدید و روشهای متفاوت زندگی هستند؛ حال آن که، افراد مسن از سفرهای سخت دوری گزیده و قدرت انطباق کمتری با محیط جدید دارند. میزان تحصیلات در علاقهمندی به سفر اثر چندانی ندارد، اما در انتخاب نوع سفر افراد مؤثر است. داشتن فرزند، تعداد و سن فرزندان نیز در میزان اشتیاق خانوادهها به سفر نقش دارد (دیبایی، 1371).

4-2-2 محدودیتهای درون فردی
محدودیتهای درون فردی شامل ویژگیهای شخصیتی و حالتهای روانشناختی افراد است. برخی از این محدودیتها عبارتند از: استرس، نگرانی، عدم علاقه، نگرش گروههای مرجع، ادراک از توانایی شخصی، ارزیابی ذهنی از مناسب بودن و در دسترس بودن فعالیتهای فراغتی، و وجود انواع مختلف از فعالیتهای اوقات فراعت. این محدودیتها بیشتر بر ترجیحات فرد تأثیر میگذارند. به علاوه، شرایط روحی و فیزیکی افراد از جمله محدودیتهای درون فردی هستند که ممکن است طی دوره زمانی کوتاهی تغییر کند (کورفورد و گودبی، 1987؛ نیانپوان، کاتلین و آندریک52، 2008؛ کیم53، 2009).

5-2-2 تعریف محدودیتهای میان فردی
اگر شرکت فرد در فراغت تحت تأثیر سایرین باشد، ممکن است فرد با محدودیتهای میان فردی مواجه شود (ریمور، گودبی، کروفورد و وون آی54، 1993). بر خلاف محدودیتهای درون فردی، محدودیتهای میان فردی هم بر ترجیحات فرد مؤثرند و هم بر مشارکت وی، و احتمالاً در دورههای مختلف از چرخه حیات، متغیرند. موانع میان فردی در اثر نبود افراد دیگر بر مشارکت فرد در فعالیتهایی که نیاز به حداقل یک همراه دارد، رخ میدهند. مشکل به وجود آمده، نتیجه کمبود روابط میان فردی یا عدم هماهنگی ویژگیهای افراد با یکدیگر است. افراد هنگامی چنین مانعی را حس میکنند که نمیتوانند فرد مناسبی برای همراهی در فعالیت خاص بیابند. مسئولیتهای خانوادگی و نداشتن همراه مناسب برای فعالیت خاص از موانع میان فردی محسوب میشوند (ساماندال و همکاران، 1997).
محدودیتهای میان فردی، زمانی به وجود میآیند که برای انجام سفر وجود حداقل یک فرد دیگر ضروری باشد، اما دوست یا عضوی از خانواده افراد، آنها را در سفر همراهی نکند. بر خلاف محدودیتهای درون فردی، محدودیتهای میان فردی در هر دو قسمت ترجیحات و اولویتها، و مشارکت عکسالعمل نشان میدهد (هادسون و گیلبرت55، 1999).
این محدودیتها فاکتورهایی هستند که روابط فرد را با اعضای خانواده، همسر، دوستان، همکاران و همنشینانی که میتوانند فرد را از نظر مالی یا غیرمالی کمک کنند، تحت تأثیر قرار میدهند. همچنین محدودیتهای مرتبط با وضعیت تأهل، اندازه خانواده و چرحه حیات آن، در دسته محدودیتهای میان فردی قرار میگیرند (کروفورد، جکسون و گودبی56، 1991).

6-2-2 تعریف محدودیتهای ساختاری
موانع ساختاری مهمترین و چالشبرانگیزترین دسته عوامل هستند که بیش از سایر محدودیتها مورد مطالعه قرار گرفتهاند (جکسون، 2005). این گروه میان ترجیح فرد و مشارکت وی فاصله میاندازند و شامل کمبود زمان، منابع مالی، فرصت، اطلاعات، دسترسی، فصل و شرایط آب و هوایی میشوند (واکر و ویردن57، 2005). داشتن زمان، موقعیت، اطلاعات و دسترسی، دوره در چرخه حیات، آب و هوا و… از جمله محدودیتهای ساختاری هستند. این نوع از محدودیتها در پژوهشهای پیشین نظر بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده بودند (هادسون و گیلبرت، 1999).
پژوهشهای جکسون در سال 2002 نشان میدهد که محدودیتهای وابسته به هزینه و زمان بیش از همه موانع رخ میدهند. محدودیتهای ساختاری بسته به سن و میزان درآمد تغییر میکند؛ برای مثال، فعالیت فراغتی جوانان تحت تأثیر هزینه و فرصتهای موجود است، در حالی که موانع وابسته به زمان و هزینه در سنین بالا کمتر دیده میشوند. میانسالان بیشتر با محدودیتهای مربوط به خانواده و شغل مواجه میشوند و انزوای جغرافیایی مانع مهمی برای افراد مسن است. سایر محدودیتهای ساختاری مهم عبارتند از: فصل، آب و هوا، مرحله چرخه حیات خانواده، منابع مالی خانواده، زمانبندی ساعات کاری، داشتن فرصت استفاده و آگاهی از این فرصت و عقیده گروه مرجع در مورد مناسب بودن فعالیتی خاص (کروفورد و گودبی، 1987)، مشکلات حمل و نقل، فاصله جغرافیایی و شلوغی زیاد (جکسون، 2005؛ واکر و ویردن، 2005؛ لی، 2010). فرزندان مدرسهای روی زمان سفر رفتن خانوادهها تأثیر میگذارند. لذا زمانبندی و طول تعطیلات مدارس، خود یک عامل محدودکننده است (مکدونالد و مارفی58، 2010).

7-2-2 رفتار گردشگری و محدودیتهای سفر
بسیاری از پژوهشهای انجام شده در مورد عدم تمایل به سفر، به گونهای ادامه و یا پیگیریهای همان پژوهشهایی هستند که در مورد محدودیتهای گردشگران انجام شدهاند. کار59 (2002) نشان داده است که «گردشگری لذتطلبی60» و «رفتار گردشگری61» دو مقوله بسیار نزدیک به هم هستند و امکان بررسی جداگانه آنها در پژوهشهای مختلف غیرممکن است. تئوریها و مفاهیمی که در حوزه گردشگری گسترش یافتهاند، چه در گذشته و چه در زمان حال، برای بهتر درک کردن رفتار گردشگران استفاده میشوند و بالعکس (کار، 2002).
برخی از پژوهشگران به تأثیر محدودیتها در فرآیند تصمیمگیری اشاره میکنند که ممکن است آن را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهشگران «انگیزه62» را به عنوان یکی از عواملی معرفی میکنند که در انتخاب مقصد نقش دارد. عوامل دیگری مانند «محدودیتهای ادراک شده» و «محدودیتهای وضعی گ
ردشگران» باید مورد توجه بازاریابان مقصد گردشگری قرار گیرد (اویسال، 1996؛ اُه و همکاران، 1995؛ پیو و همکاران، 1989).
یکی از ویژگیهای اصلی فعالیتهای فراغتی، آزادی انتخاب فرد است. اما باید توجه داشت که این آزادی انتخاب، چه در گردشگری و چه در تفرج، کاملاً بدون محدودیت نیست. اگرچه انگیزه فردی برای برخی فعالیتهای تفریحی یا گردشگری گرایش ایجاد میکند، اما مشارکت واقعی حاصل انتخاب بهترین گزینهها یا سازش میان شرایط موجود است. انتخاب توسط تعدادی مانع، شامل توانایی فیزیکی، معقولیت اقتصادی، آگاهی، محدودیت زمانی و اجبارات خانوادگی میشود. وجود و شدت این موانع در میان افراد مختلف و گروههای جمعیتشناختی و اجتماعی ـ اقتصادی متفاوت و در مراحل چرخه حیات، متغیر است (هینچ و جکسون، 2000).
پژوهشها حاکی از آن است که محدودیتها، روابط متقابلی دارند و به صورت جمعی بر مشارکت اثرگذارند. بنابراین باید با توجه به آن ارزیابی شوند (بکمن63، 1991؛ بکمن و کرامپتون، 1990؛

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *