جنگ جهانی اول

یافتند.) در ژوئن همان سال از سوی بلشویک ها حکومت جمهوری سوسیالیستی اکراین با بیانیه استقلال 9 ژانویه 1918 دراین کشور شکل گرفت و میخائیلو هروشوسکیبعنوان رئیس جمهور و وینی چینکو به سمت نخست وزیر انتخاب شدند.در جریان جنگ جهانی اول( از اوت 1914 تا نوامبر 1918 ) اکراین به یکی از صحنه های اصلی نبرد تبدیل و تعداد بسیار زیادی اکراینی در جریان جنگ کشته شدند.تنها نتیجه جنگ جهانی اول برای اکراین تضعیف امپراطوری ها و ایجاد فرصتی برای تحصیل استقلال بود.
پس از آتش بس نوامبر 1918 و عقب نشینی نیروهای خارجی از اکراین در جنگ جهانی اول بواسطه عهدنامه برست – لیتوفسک از یک سو وهمچنین فروپاشی امپراطوری های اتریش – مجارستان در غرب و امپراطوری عثمانی در جنوب از سوی دیگر فرصت استقلال مجدد را برای اکراین فراهم آورد که در ژانویه سال 1919 اتحادیه اکراینی ها بوجود آمد.ارتش سرخ شوروی سریعا به این موضوع واکنش نشان داده و کی یف را اشغال کرد.تا اینکه درسال 1922 نهایتا جمهوری سوسیالیستی اکراین در قالب اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفت.
1-2-3 ) اکراین و اتحاد جماهیر شوروی
بعد از مرگ لنین و به قدرت رسیدن استالیندراتحاد جماهیر شوروی ،پاکسازی استالینیستی متوجه اکراینی ها هم گردید و تعداد زیادی از نخبگان اکراینی مورد قتل و خشونت قرار گرفتند. درسال 1933 براثر قحطی شدید و مصادره محصولات کشاورزی که به دستور استالین در راستای سرکوبی ناسیونالیست های اکراینی صورت گرفت .(برآوردها حاکی از آن است که نزدیک 10 میلیون نفر جان خود را ازدست دادند) چیزی که اکراینی ها از آن به مثابه« نسل کشی از طریق ایجاد قحطی »یاد می کنند. در این راستا تمامی رهبران ناسیونالیست این کشور از جمله مایکولا اسکریپ نیک اعدام شدند.
در سال 1939 هم زمان با حمله آلمان نازی به غرب لهستان ،شوروی نیز شرق آن کشور را به اشغال در آورد و بدین ترتیب در طول تاریخ پر فراز ونشیب اکراین برای اولین بار کل خاک اکراین تحت حاکمیت یک قدرت ویک کشور قرار گرفت .اما در ادامه جنگ جهانی دوم با حمله آلمان نازی به شوروی در سال 1941 بار دیگر اکراین به میدان نبرد قدرت های بیگانه تبدیل شد. نیروهای شوروی در زمان خروج از این کشور منابع موجود را تا جایی که می توانستند تخریب نموده و فرار کردند.در طول جنگ جهانی دوم، بسیاری از اکراینی ها ابتدا از آلمانی ها به عنوان نیروهای آزادی بخش از یوغ شوروی وحکومت خشن استالین استقبال و با آنها در برابر اتحاد جماهیر شوروی همکاری کردند. با این حال، تمسخر و تحقیر اسلاوها توسط نازی ها که فقط ژرمن ها را نژاد برتر می دانستند وخشنونت های هیتلری که جای پاکسازی های استالینیستی را گرفت و مردان و زنان اکراین را تحت فشار شدید قرارداد بسیاری از اکراینی ها را به مبارزان چریکی وپارتیزانی ضد آلمان و شوروی تبدیل کرد.در سال های 1943 و1944 نیروهای آلمانی به هنگام ترک این سرزمین همه آنچه از تخریب نیروهای شوروی بجا مانده بود را کاملا” نابود کردند. در زمان اشغال این کشور توسط نازی ها بسیاری از اکراینی ها از جمله 5/1 میلیون نفر یهودی کشته شدند. که بسیاری از آنها در ملاء عام در سایت هایی همانند سایت باب ین در خارج از کی یف تیر باران شدند. با این همه مبارزات چریکی حتی پس از خروج آلمان ها حتی تا سال 1953 بر ضد شوروی را ادامه دادند.
در طی و بعد از جنگ جهانی دوم چند تغییرات عمده ارضی در اکراین رخ داده است. در جنوب غربی منطقه جنوبی بسارابیا، در سال 1940 از رومانی جدا و به اکراین الحاق و بخش شمالی بوکووینا و بسارابیا نیز به عنوان گالیسیای شرقی نامیده شد.همچنین منطقه لیویو ، به طور رسمی از لهستان در سال 1945 و همچنین منطقه ترنس کارپاتینکه بخشی از چکسلواکی سابق بود در سال 1945 به اکراین واگذار شد، در نتیجه با تکمیل فرآیند الحاق این سرزمین ها به خاک اکراین که آن زمان بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بود در قالب جمهوری سوسیالیستی اکراین متحد شدند. پس از مرگ استالین در سال 1953 خروشچف به قدرت رسید وی که خود متولد اکراین بود نسبت به اسلاف خویش اهمیت بیشتری به اکراینی ها می داد و در سال 1954 شبه جزیره کریمه را به اکراین ضمیمه نمود.
1-2-4 ) یک ملت مستقل
با شروع اصلاحات گورباچف و تضعیف ساختارهای قدرت حکمرانی در اتحاد جماهیر شوروی ، اکراین نیز مانند دیگر جمهوری ها در 24 آگوست 1991 اعلام استقلال کرد. پارلمان آن کشور عضو یت آن را در کشورهای مستقل مشترک المنافع تائید نمود.در دسامبر 1991 لئونید کراوچک اولین رئیس جمهور این کشور شد و در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری که در سال 1994 برگزار شد از لئونید کوچما که نخست وزیر بود شکست خورد.
کوچما با اجرای اصلاحات و ایجاد اقتصاد بازار می خواست به اقتصاد اکراین سرو سامان دهد، اما نا کار آمدی شرکت های دولتی وسلطه شرکت های بزرگ بر اقتصادی بر آن کشور و سوء مدیریت نتوانست وضعیت اقتصادی اکراین را بهبود ببخشد و حتی بدتر نیز شد.در عرصه سیاسی نیز کشور با معضلات عمده ای مواجه شد در حالیکه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اکراین دارای سومین زراد خانه سلاح های هسته ای بود با تصویب وامضای پیمان کاهش سلاح های استراتژیک و همچنین امضای پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای در 1994بخش اعظمی از این سلاح ها را به روسیه انتقال وبخشی را نابود کرد ودر عوض روسیه متعهد شد که سوخت نیروگاه های هسته ای آن کشور را تامین نماید.اصلاحات اقتصادی و همکاری در خلع سلاح به این کشور در به دست آوردن
وام ومساعدت های کشورهای غربی کمک شایان وقابل توجهی نمود.

اما تنش با روسیه بر سر شبه جزیره کریمه همچنان باقی ماند،در سال 1995 با تهدید به جدایی از سوی اکثریت روس تبار ، اکراین به این جمهوری خودمختاری اعطا نمود ولی بعنوان جزیی از اکراین باقی ماند.از موضوعات متنازع فیه بین روسیه واکراین ،ناوگان دریایی شوروی سابق مستقر در دریای سیاه بود که بر اساس توافق اولیه چهار پنجم این ناوگان تحت کنترل روسیه قرار گرفت و در 1997 طی توافق با دولت اکراین مقرر شد که این ناوگان عظیم دریایی تحت کنترل روسیه به مدت 20 سال در بندر سواستوپول حضور وپایگاه نظامی داشته باشد.
در انتخابات پارلمانی 1998 بعلت افزایش فقر و فساد گسترده در بین حاکمان و کاهش شدید تولید ناخالص ملی منجر به نارضایتی عمومی از دولت شد و باعث پیروزی کمونیست هادر این انتخابات گردید.لئونید کوچما در سال 1999 پس از شکست دادن نامزد کمونیست پترو سیمونکو، در دور دوم مجددا انتخاب شد و در دسامبر همان سال ویکتور یوشچنکو، رئیس بانک مرکزی و مدافع اصلاحات بازار آزاد را، به عنوان نخست وزیر انتخاب کرد. در آوریل سال 2000، رای دهندگان در رفراندوم تغییرات قانون اساسی که قدرت رئیس جمهور بر مجلس را افزایش می داد شرکت و اصلاحات در قانون اساسی را تایید نمودند.
در سپتامبر، 2000، روزنامه نگار مخالف دولت،موچکراکینگبه قتل رسید. هنگامی که نوارصوتی ضبط شده حاکی از دخالت کوچما در قتل او و دیگر سوء استفاده های وی از قدرت پس از آن پخش شد، پارلمان دست از پشتیبانی کوچما کشید و مخالفان با تظاهرات گسترده ای در اوایل سال 2001 خواستار استعفای وی شدند.و پارلمان رای به عزل نخست وزیر یوشچنکوداد.در انتخابات پارلمانی مارس 2002 حامیان یوشچنکو موفق به کسب یک چهارم کرسی های مجلس شدند ودر ماه نوامبر ویکتور یانوکویچ بعنوان نخست وزیر انتخاب شد.در دسامبر، 2003، دیوان عالی کشور حکم داد که لئونیدکوچما می تواند برای دور سوم در انتخابات شرکت کند ودرصورت پیروزی رئیس جمهور گردد. (روندی که در اکثریت کشورهای جداشده از شوروی سابق اجرای می شود)تا اینکه نوبت به انتخابات ریاست جمهوری 2004رسید که این انتخابات نقطه عطفی در تاریخ معاصر اکراین است.
1-2-5 ) انقلاب نارنجی
انقلاب نارنجی شامل سلسله اعتراضاتی است که از تاریخ نوامبر 2004 تا ژانویه 2005 میلادی در اکراین رخ داد.در انتخابات سال 2004 میلادی اکراین «ویکتور یوشچنکو» نخست وزیر سابق در دولت کوچما که خواستار روابط نزدیک تر با اتحادیه اروپا بود به همراه «ویکتور یانکویچ» رقابت کردند .ویکتوریانکویچ که نخست وزیر وقت و سیاستمدار طرفدار روسیه محسوب می شود و همیشه از حمایت های پوتین رئیس جمهور روسیه برخوردار بوده ،برنده این انتخابات اعلام شد.
اما بلافاصله بعد از پایان انتخابات ادعا شد که در انتخابات فسادهای گسترده مالی، ارعاب و تهدید رای دهندگان و تقلب مستقیم انجام گرفته است. در این فاصله زمانی کی‌یف پایتخت اکراین به کانون اعتراضات مردمی تبدیل شد و در سراسر کشور نیزانقلاب دمکراتیک با یک سری از نافرمانی‌های مدنی نمود پیدا کرد. دراین راستا که عمدتا”در بخش های مرکزی وغربی کشور تحصن و اعتصاب عمومی توسط جنبش‌هایی سازمان می‌یافتند انجام می شد به نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشور در سال 2004 اعتراض داشتند.مسموم شدن یوشچنکو در جریان مبارزات انتخاباتی و احتمال دست داشتن یانوکوویچ رقیب سرسخت یوشچنکو در این قضیه آتش انقلاب نارنجی اکراین را برافروخت. پس از ۶۰ روز تظاهرات حامیان یوشچنکو، مجلس این کشور نتیجه انتخابات را مخدوش و ملغی اعلام کرد و با برگزاری دوباره انتخابات که زیر نظارت موشکافانه ناظران داخلی و بین‌المللی بود، این بار ویکتور یوشچنکو با کسب ۵۲ درصد آرا قدرت را در دست گرفت. پارلمان نیز دست به اصلاح قانون اساسی زد و اختیارات رئیس جمهور را محدود تر ساخت. همچنین انتخاب نخست وزیر را مجددا” در اختیار پارلمان قرارداد.
خانم یولیا تیموشنکو اقتصاد دان و از رهبران انقلاب نارنجی و متحد یوشچنکو در جریان انتخابات سال 2004 محسوب می شد بعنوان نخست وزیرانتخاب شد. اما بواسطه چالش هائیکه با رئیس جمهور داشت 7 ماه بعد به اتهام فساد اقتصادی و حمایت از حزب یانوکویچ ،ازنخست وزیری عزل شد. از سوی دیگر روسیه که طرفدار خود را در حکومت اکراین از دست داده بود .با استفاده از انحصار صادرات گاز فشار بر دولت طرفدار غرب را افزایش داد. شرکت گاز پروم روسیه اعلام کرد که دیگر حاضر نیست به قیمت سابق به اکراین گاز بفروشد وخواستار تجدید نظر و افزایش قیمت گاز صادراتی به آن کشور گردید.در ژانویه 2006 گازپروم عملا” شیر لوله های گاز رابست و اکراین و بخشی از اروپا را در زمستان سرد با چالش جدی روبرو ساخت.موضوع با میانجیگری کشورهای غربی و توافقات حاصله موقتا” حل و صادرات گاز به اکراین و اروپا از سر گرفته شد.

نقشه – درصد ارای یانکوویچ و یوشچنکو (نزدیک به غرب) در انتخابات سال ۲۰۰۴

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-2-6 ) انتخابات پارلمانی سال 2006
الگوهای رای دادن در انتخابات سال 2006 میلادی، تغییر خاصی نسبت به سه دور انتخابات سال 2004 میلادی نداشته است؛ در آن زمان غرب حامی انقلاب نارنجی بود اما روسیه سخت مخالف آن بود.با این وجود، دو تفاوت نیز در نتایج این انتخابات به چشم می خورد؛ اول آن که رای 44 درصدی ویکتور یوشچنکو در 26 دسامبر سال 2004 میلادی در انتخابات سال 2006 تکرار نشد و حزب او تنها 8/28 درصد آرا را به خود اختصاص داد.دوم آن که میزان شرکت مردم در انتخابات سراسری اکراین، نسبت به سال 2004 میلادی کمتر شده بود. به طور سنتی، شرق اکراین نسبت به غرب این کشور همواره تعداد کمتری از رای دهندگان را دارد و همین اتفاق در سال 2006 میلادی نیز افتاد.این انتخابات، شکست بزرگی برای کمونیست هایی بود که در قعر لیست احزاب سیاسی با حداقل 3 درصد از آرا، قرار داشتند. آنها که در سال 1998 میلادی 120 کرسی در اختیار داشتند، در سال 2006 میلادی مجبور شدند تنها به 20 کرسی قناعت کنند.
از میان احزاب،3 حزب را می توان بازیگران اصلی به شمار آورد. یکی حزب مناطق بود، دیگری حزب اکراین ما و حزب سوم نیز به یولیا تیموشنکو تعلق داشت. هر ائتلافی در پارلمان باید از میان دو حزب از این سه حزب شکل می گرفت. از آن جا که ویکتور یوشچنکو رهبر افتخاری حزب اکراین ما به شمار می آمد، حزب او قاعدتا یک پای ائتلاف را تشکیل می داد.اما ائتلاف های محتمل در انتخابات، حالتی دوگانه داشتند. اکراین ما در کنار تیموشنکو و یا اکراین ما در کنار حزب مناطق. احتمال زیادی وجود داشت که ائتلاف جدید پارلمانی اکراین که قرار است کار تشکیل دولت و تعیین نخست وزیر را برعهده داشته باشد، از تیم جدید اکراین ما در کنار تیموشنکو و نیز سوسیالیست ها تشکیل شود، زیرا تیموشنکو با حرارت بسیار برای یک ائتلاف نارنجی تبلیغ کرده و نسبت به خطرات هرگونه اتحاد با یانوکوویچ هشدار داده بود. دو عامل نشان می دهند که چرا ائتلاف نارنجی اکراین، دوباره باید شکل بگیرد. اول آنکه اتحاد با حزب مناطق، نوعی خودکشی سیاسی برای یوشچنکو به شمار می آمد؛ زیرا به مثابه خیانت به انقلاب نارنجی بود و موجب کاهش شدید حامیان یوشچنکو می شد. حتی در سپتامبر سال 2005 میلادی نیز که حزب اکراین ما یک تفاهم نامه استراتژیک را با حزب مناطق به امضا رساند، محبوبیت حزب اکراین ما به شدت نزول کرد و البته خود یوشچنکو نیز در ژانویه 2006 میلادی از پذیرش آن سرباز زد.
در زمان برگزاری انتخابات سال 2006 میلادی نیز حزب مناطق همچنان مشروعیت انقلاب نارنجی را رد می کرد و آن را یک کودتای غیرقانونی می دانست. حزب مناطق اکراین، حامی اصلاحات اقتصادی بود زیرا الیگارشی ها و مردان عرصه تجارت، این حزب را اشباع کرده اند. با وجود این حزب مناطق در سال 2005 میلادی علیه به تصویب رسیدن سازمان تجارت جهانی رای داد. حزب مناطق با عضویت در ناتو مخالف بود و خواهان عضویت کامل اکراین در حلقه اقتصادی مشترک دوره پس از شوروی سابق شده است. این حزب در عین حال، معتقد است زبان روسی باید به عنوان دومین زبان رسمی این کشور شناخته شود.
از سویی چنین اتحادی پیام اشتباهی را به اتحادیه اروپا و ناتو می فرستاد و این طور القا می کرد که انقلاب نارنجی در حال عقب نشینی است. اتحادیه اروپا در آن زمان نیز موضعی خنثی نسبت به اکراین داشت و اگر اتحاد یوشچنکو با حزب مناطق شکل می گرفت چنین حالتی به شدت تقویت می شد و گروه هایی از اتحادیه اروپا که مواضع آنها علیه اکراین است، استدلال های بیشتری برای ادعاهای خود می یافتند. اتحاد با حزبی که با عضویت اکراین در ناتو مخالف است در عین حال ممکن بود منجر به عقب افتادن ارایه پیشنهاد ناتو به اکراین برای عضویت در این سازمان در سال 2006 میلادی شود.
قرارگرفتن حزب یولیا تیموشنکو در مقام دومین حزبی که بیشترین آرا را به خود اختصاص داده بود نیز در صحنه سیاسی اکراین از اهمیت زیادی برخوردار بود. تیموشنکو توانسته بود در فاصله انتخابات سال های 2002 تا 2006 میلادی، تعداد آرای حزب خود را چهار برابر کند و خود را در موقعیت خوبی برای قدرت گرفتن قرار دهد. برعکس، حزب اکراین ما کرسی های کمتری را نسبت به سال 2002 میلادی به دست آورده و شرایط مطلوبی نداشت.اما چرا حزب اکراین ما که رهبر افتخاری آن رییس جمهور اکراین هم بود و با خواست مردم به پیروزی رسید، در این انتخابات موفق نبود؟ پاسخ این است که ویکتور یوشچنکو رییس جمهوری بوده که از تاکتیک انتحاری استفاده کرده است. او در سال 2005 میلادی اشتباهات فراوانی مرتکب شد که از جمله آنها کنار گذاشتن دولت تیموشنکو و دوپاره کردن اردوی انقلاب نارنجی بود. او که تفاهم نامه ای را با ویکتور یانوکوویچ به امضا رسانده بود، در جریان دعوا بر سر قیمت گاز روسیه نتوانست موفق ظاهر شود. او هم چنین مانع از انجام تحقیقات لازم در خصوص اتهاماتی شد که علیه برخی مقامات بلندپایه اکراینی وجود داشت. یوشچنکو در عین حال نتوانست به دنبال کسب قدرت و اختیاراتش از آنها برای گسترش نفوذ دولت در مناطق مختلف اکرای

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *