بررسی تاثیر توانمندی فناری اطلاعات و مدیریت دانش بر چابکی سازمانی- قسمت ۲

0 Comments

توانمندی مدیریت دانش بر چابکی سازمان تأثیر دارد.
۱-۷- قلمرو پژوهش
۱-۷-۱- قلمرو مضوعی
چابکی سازمانی و عوامل موثر بر آن.
۱-۷-۲- قلمرو مکانی
از آنجایی که این پژوهش در میان مدیران و کارکنان مجتمع های بیمه پارسیان انجام میشود قلمرو مکانی این پژوهش مجتمع های بیمه پارسیان میباشد.
۱-۷-۳- قلمرو زمانی
قلمرو زمانی این پژوهش از مهرماه سال ۹۲ تا پایان مهرماه سال ۹۳ میباشد.
۱-۸- روش پژوهش
این پژوهش از لحاظ هدف جزء پژوهشهای کاربردی است. همچنین این پژوهش از لحاظ ماهیت و روش جزء پژوهشهای توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی است .
مهمترین روشهای گردآوری دادهها در این پژوهش بدین شرح است:
مطالعات کتابخانه‌ای: در این قسمت جهت گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات پژوهش موضوع، از منابع کتابخانه‌ای، مقالات، کتابهای مورد نیاز و نیز از منابع اینترنتی استفاده شده است.
پژوهش های میدانی:
در این قسمت به منظور جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات برای تجزیه و تحلیل از پرسشنامه استفاده میگردد. کارکنان مجتمع های بیمه پارسیان در استان تهران جامعه آماری این پژوهش را تشکیل می دهند. نمونه گیری انواع گوناگونی دارد و روشی که در این پژوهش مورد استفاده قرار میگیرد روش نمونه گیری تصادفی- و در دسترس می‌باشد.
برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و دادههای پرسشنامه از نرم افزار SPSS استفاده میشود و همچنین برای تحلیل عاملی و الگو سازی معادلات ساختاری نرم افزار Amos مورد استفاده قرار میگیرد.
۱-۹- کلید واژهها
مدیریت دانش[۱۰]: شیوه شناسایی، در اختیار گرفتن، سازماندهی و پردازش اطلاعات جهت خلق دانش می‌باشد که پس از آن توزیع می‌شود و سپس در دسترس دیگران قرار می‌گیرد تا برای خلق دانش بیشتر استفاده شود (رادینگ[۱۱]، ۱۳۸۳).
چابکی سازمانی[۱۲]: چابکی را توانایی بقا و پیشرفت در یک محیط بسیار رقابتی با تغییرات مستمر و غیرقابل پیش بینی، به وسیله ی واکنش سریع و مؤثر نسبت به تغییرات و همچنین ایجاد محصولات و خدمات بر اساس خواست مشتری تعریف کردهاند (شریفی و ژانگ ، ۲۰۰۰).
فناوری اطلاعات[۱۳] : فناوری اطلاعات شاخهای از فناوری است که با استفاده از سخت افزار، نرم افزار و شبکه افزار، مطالعه و کاربرد داده و پردازش آن را در زمینههای ذخیره سازی، دستکاری، انتقال، مدیریت، کنترل و داده آمایی خودکار امکانپذیر میسازد(فتاحیان و مهدوی نور، ۱۳۸۳).
خلاصه فصل اول
از آنجایی که هدف از این پژوهش، تحلیل تاثیر مدیریت دانش و فناوری اطلاعات بر چابکی سازمانی میباشد، بنابراین جهت دستیابی به این مهم، فصل اول این پژوهش پس از ارائه مقدمه با شرح و بیان مسئله پژوهشی آغاز گردید و سپس اهمیت و ارزش پژوهش بیان شد که پس از آن اهداف، سوال های پژوهش، قلمرو پژوهش و کاربرد نتایج پژوهش ارائه گردید. در پایان به تعاریف عملیاتی کلید واژه های پژوهش پرداخته شد. قابل ذکر است که این پژوهش دارای ۵ فصل میباشد که فصل اول خلاصهای از چهار فصل بعدی بوده و فصل دوم به مرور ادبیات نظری مرتبط با موضوع می پردازد. فصل سوم به بیان روش پژوهش پرداخته و در ادامه درفصل چهارم نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها ارائه گردید. در نهایت در فصل پنجم به بحث و نتیجهگیری پرداخته شده است.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
۲-۱- مقدمه
در عصر حاضر، فناوری اطلاعات در سرتا سر جهان در حال ایجاد انقلابی نوین است که اهمیت آن از انقلاب صنعتی کمتر نیست. این انقلاب ظرفیتهای تازه و چمشگیری در محدوده دانش بشری ایجاد نموده است. امروزه در هر سازمانی بحث به کار گیری فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی مطرح و از سودمندی یا ضرورت استفاده از رایانه سخن در میان است. فناوری اطلاعات در سازمانها بر شاخصهایی تاثیر میگذارد که همگی از شروط اولیه موفقیت برای سازمان ها به شمار میروند. یکی از حوزههایی که میتواند تاثیرات فراوانی از این فناوری بپذیرد، چابکی سازمان است. سازمان چابک به عنوان پارادایم قرن ۲۱ طرفداران بسیاری دارد و به یک استراتژی موفقیت آمیز در بازارهای رقابتی با تغییرات سریع نیازهای مشتریان، تبدیل شده است و به طور کلی میتواند باعث کاهش هزینه، افزایش سهم بازار، ارضای نیاز مشتریان، آمادهسازی برای معرفی محصول جدید و افزایش رقابت سازمان گردد. با توضیحات گفته شده می توان پیبردکه چابکی تاثیر قابل انکاری در موفقیت سازمان ها در بازارهای متغیرکنونی ایفا میکند. از طرفی موفقیت سازمان تا حد بسیار زیادی به استفاده بهینه از فناوری اطلاعات بستگی دارد. از اینرو این تحقیق بدنبال ارزیابی تاثیر فناوری اطلاعات و مدیریت دانش بر قابلیتهای چابکی و تعیین رابطه آن با چابکی سازمان میباشد تا با تعیین سطح چابکی سازمان با توجه به این تاثیر، سازمانها را به شناخت راه حلهایی برای بیشینه کردن سود سرمایهگذاریهایشان و بهره برداری بیشتر از فناوری اطلاعات جهت رسیدن به چابکی و بهبود مزیت رقابتی قادر سازد.
۲-۲- ادبیات نظری پژوهش
بخش اول: چابکی
۲-۲-۱-مفهوم چابکی
در محیط کسب و کار امروزه، تغییرات یک واقعیت مسلم است. ورود رقبای جدید، مشتریان بالقوه جدید، رقابت شدید جهانی بیشتر صنایع را به گونهای غیر قابل پیشبینی تغییر یا تعدیل نموده است. سازمانها برای کسب موفقیت در کسب و کار خود باید از محیط پویا برای استفاده از فرصت ها استفاده کنند تا این که تنها تغییرات محیط را به عنوان تهدید برشمارند. سازمان ها باید به سرعت خود را با موقعیتهای جدید منطبق کنند. محیط پویا عمدتاً محرکی برای چابکی است. چابکی سازمانها به عنوان یک سلاح در محیط غیرقابل پیش بینی، متخاصم و متغیر کسب وکار شناخته شده است. الگوها و متدولوژیهای متفاوتی مرتبط با ادبیات موضوع چابکی به چشم میخورد. واژه چابک [۱۴] در فرهنگ لغت، به معنای حرکت سریع، چالاک، فعال میباشد و چابکی توانایی حرکت به صورت سریع و آسان، توانایی تفکر سریع با یک روش هوشمندانه است. مفهوم چابکی ناشی از انعطاف پذیری در اقتصاد بود که در ابتدا توسط گروهی از محققان در سال ۱۹۹۱ در مؤسسه یاکوکا[۱۵] در دانشگاه لیهای به منظور توصیف روش هایی که باید به عنوان جنبههای حیاتی فرآیند تولید در نظر گرفته میشدند، بیان گردید. تحقیقات نشان داد که سازمانها باید به طور مداوم خود را با تغییرات محیط کسب و کار تطبیق دهند(گلدمن و همکاران[۱۶]،۱۹۹۵).
۲-۲-۲-سیر تحول چابکی
سرآغاز شکل گیری چابکی در سازمان ها مربوط به صنایع تولیدی است. این تغییرات از صنعت دستی به تولید انبوه، پس ازآن به عصر کیفیت و سپس به تولید ناب و در عصر حاضر به تولید چابک در حال گذار بوده است(آگاروال و همکاران[۱۷]، ۲۰۰۷). با توجه به اثرات مثبت حاصل از بکارگیری تولید چابک، این مفهوم در سطح گسترده تری با عنوان چابکی کسب وکار مطرح گردید، به گونهای که مفهوم چابکی کسب وکار امروزه به طور فراوانی در صنایع تولیدی و خدماتی کاربرد دارد(گلد وشرینگ[۱۸] ،۲۰۱۰). آنچه مسلم است تغییرات سریع و غیرقابل پیشبینی به عنوان اصلیترین محرک نیاز به چابکی، فشار زیادی به سازمانها برای تغییر فرایندهای کاری مطابق با تغییرات محیطی کرده است و نیاز آنها برای طراحی مدل مناسب چابکی، پاسخی برای ایجاد آمادگی کافی برای تغییرات سریع و غیرقابل پیش بینی محیط میباشد. مدل مناسب چابکی باید دربرگیرنده توانمندی های سازمان، ویژگی های صنعت، نوع فشارها و محرکهای تغییر و نتایج حاصل از دستیابی به چابکی باشد. در ادبیات موضوع چابکی، مفاهیم و اصطلاحات متفاوتی بیان شده است از قبیل: انعطاف پذیری، پاسخگویی، قابلیت انطباق و غیره. اگرچه برخی محققان تمایز بارزی میان این مفاهیم و اصطلاحات قائل شده اند، اما برخی دیگر از محققان این اصطلاحات را مترادف یکدیگر میشمارند. درحقیقت تمامی مفاهیم مرتبط با چابکی سازمان بر توانایی سازمان در انطباق فرآیندها، استراتژی ها، محصولات، منابع و غیره به منظور پاسخگویی به تغییرات محیطی جدید اشاره دارد.
۲-۲-۳- تعاریف چابکی
تحقیقات به روشنی مشخص میکند که تعریف جامعی که مورد پذیرش همگان باشد از چابکی سازمان وجود ندارد(لین[۱۹] و همکاران، ۲۰۰۶؛ جین[۲۰] و همکاران، ۲۰۰۷). تعریفهای زیادی برای چابکی ارائه شده است اما هیچیک، مخالف با یکدیگر نبوده، یکدیگر را نقض نمیکنند. عموماً این تعریف ها، ایده سرعت و تغییر در محیط کسب وکار را نشان میدهند.
به اعتقاد کید[۲۱] (۱۹۹۴) به منظور عملیاتی ساختن پارادایم چابکی، میتوان آن را تلفیقی از مؤسسات بیشمار دانست که هر یک، چندین مهارت یا شایستگی کلیدی را برای فعالیتهای مشترک دارند و میتوانند سازمان را به کمک یکدیگر برای واکنش سریع به نیازمندی های متغیر مشتریان، آماده سازند. کاملاً مشهود است که منظور اصلی کید دراینجا، همان سازمان مجازی [۲۲] است. کید یکی از جامع ترین تعریف های چابکی سازمانی را این گونه ذکر میکند: سازمان چابک یک کسب وکار باسرعت، سازگار و آگاهانه است که قابلیت سازگاری سریع در واکنش به تحولات و وقایع غیرمنتظره پیش بینی نشده، فرصتهای بازار و نیازمندیهای مشتری را دارد. در چنین کسب وکاری فرایندها و ساختارهایی یافت میشود که سرعت، انطباق و استحکام را تسهیل کرده دارای سازمان هماهنگ و منظمی است که توانایی نیل به عملکرد رقابتی در محیط تجاری کاملاً پویا و غیرقابل پیشبینی را دارد(کید،۲۰۰۰).
گلدمن و ناگل[۲۳] (۱۹۹۵) ابعاد استراتژیک چابکی را پیشنهاد کردند که عبارتست از ارزش دادن به مشتری، همکاری برای بهبود رقابت پذیری، سازماندهی کنترل تغییرات وبهره گیری از قابلیت های افراد و اطلاعات. ارزش دادن به مشتری چیزی فراتر از تحویل محصول بوده و به اعطای ارزش و ارائه راهکار به مشتری اشاره دارد. بهبود رقابت پذیری از طریق همکاری داخلی و خارجی جهت تخصیص بهینه منابع در سازمان برای ارائه محصول به بازار با کمترین قیمت امکانپذیر است. سازماندهی کنترل تغییرات اشاره به انعطاف پذیری ساختار سازمان در تخصیص مجدد منابع سازمان دارد (گلدمن و ناگل، ۱۹۹۵).
به باور شریفی و ژانگ[۲۴] چابکی به معنای توانایی هرسازمانی برای حسگری، ادراک و پیش بینی تغییرات موجود در محیط کاری است. چنین سازمانی باید بتواند تغییرات محیطی را تشخیص داده، به آنها به عنوان عوامل رشد و شکوفایی بنگرد. در جایی دیگر چابکی را توانایی فائق آمدن برچالشهای غیرمنتظره برای رویارویی با تهدیدهای بی سابقه محیط کاری و کسب مزیت و سود از تغییرات به عنوان فرصتهای رشد و پیشرفت تعریف میکنند(شریفی و ژانگ، ۲۰۰۰).
ورنادات[۲۵](۱۹۹۹)معتقد است: چابکی را میتوان به همراستایی نزدیک سازمان با نیازهای متغیرکاری در جهت کسب مزیت رقابتی تعریف کرد. در چنین سازمانی، هدفهای کارکنان با هدفهای سازمان در یک راستا قرار داشته و این دو توأم با یکدیگر درصدد هستند تا به نیازهای متغیر مشتریان پاسخ مناسبی بدهند.
یوسف و همکاران در سال ۱۹۹۹ مبانی رقابتی چابکی را بدین صورت بیان کردند: سرعت، انعطاف پذیری، نوآوری، پیشفعالی، کیفیت و سودآوری. در چارچوبی که آنها ارائه کردند براساس سطوح خاص سازمان سه نوع چابکی را معرفی نمودند. چابکی ساده یا اولیه مربوط به منابع شخصی(افراد، ماشین ها و مدیریت)، چابکی کوچک مربوط به سازمانها، چابکی بزرگ مربوط به سطوح بین سازمانی(یوسف و همکاران ، ۱۹۹۹).
ژانگ و شریفی در سال ۲۰۰۰ بیان نمودند که جامع ترین چارچوب، چارچوبی است که چهار مشخصه یک سازمان چابک را بیان میکند: محرکهای چابکی، توانمندیهای استراتژیک، پیامدهای چابکی و قابلیت های چابکی.
برایان ماسکل[۲۶](۲۰۰۱) چابکی را توانایی رونق و شکوفایی در محیط دارای تغییر مداوم و غیرقابل پیشبینی تعریف میکند. از اینرو، سازمان ها نباید از تغییرات محیط کاری خود هراس داشته و از آنها دوری کنند، بلکه باید تغییر را به صورت فرصتی برای کسب مزیت رقابتی در محیط بازار تصور کنند.
جکسون و جانسون[۲۷](۲۰۰۳) بیان میکنند که چابکی یک هدف خاص نیست. سازمان ها باید بیشتر سعی کنند تا از چابکی به رقابت پذیری در محیط پویا و متغیر دست یابند. چابکی براساس قابلیتهای سازمانی مرتبط با سه بعد اصلی سازمان (تولید، محصول و بازار) میباشد.
۲-۲-۴-دیدگاه های مرتبط با چابکی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.