پژوهش دانشگاهی – تبیین موانع فراروی ورود،پیاده سازی و بکارگیری نظام مدیریت دانش در بانک های شهرستان بجنورد۹۱- قسمت …

0 Comments

۲-۱-۲ ) هرم دانش:
برای اینکه وارد چرخه دانش شویم،نخست لازم است تا به مطالعه هرم دانش بپردازیم:
داده[۹]:
از دیدگاه سازمانی، داده ها یک سلسله تعاملات ثبت شده منظم هستند. داده ها رشته واقعیت های عینی و مجرد در مورد رویدادها هستند. در حقیقت، داده ها حقایق و واقعیت های خام هستند. داده ها حداقل متن را دارند وبه تنهایی مفهوم موضوع بزرگتری را القا نمیکنند، تا زمانی که مورد پردازش واقع شوند . پیتر دراکر “داده” را بصورت “داده ها رشته واقعیات عینی و مجرد در مورد رویدادها هستند.” تعریف نموده است.نگهداری سوابق و بایگانی نقطه آغازین بهره گیری از داده ها است. داده ها حاصل پیگیری مستمر، وثبت تعاملات و رویدادهای مرتبط با نقش های یک سازمان می باشند. داده ها را می توان مواد خام سازنده عناصر سازنده تصمیم گیری به شمار آورد. چرا که داده ها نمی توانند عملی را تجویز کنند(صدیقی،۱:۱۳۸۴) .
اطلاعات[۱۰]:
اضافه کردن زمینه و تفسیر به داده ها و ارتباط آنها به یکدیگر، موجب شکل گیری اطلاعات میشود. ارتباط داده ها به اطلاعات منجر میگردد؛ اگر موجب درک مفهوم آنها شود. اطلاعات را به پیام تشبیه میکنند. اطلاعات از فرستنده ارسال شده و بوسیله گیرنده دریافت میگردد. دریافت اطلاعات توسط گیرنده باعث میشود تا درک گیرنده نسبت به مسئله ای تغییر کند. پس میتوان گفت درک پیام رفتار گیرنده را تغییر میدهد. اطلاعات بایستی حاوی داده های تغییر دهنده و آگاهی پیرامونی باشد. Inform به معنای شکل دادن بوده و Information یعنی شکل دادن به بینش و دید دریافت کننده اطلاعات. بنابراین تنها گیرنده میتواند مشخص کند که یافته های وی از اطلاعات دریافتی او را تحت تأثیر قرار داده است. معیارهای سنجش کمی اطلاعات، شامل تعداد و حجم پیامها، تعداد مراکز تولید داده ها، تعداد دریافت کنندگان و نرخ جابجایی پیام میباشد. معیارهای سنجش کیفی، صحت و جامعیت اطلاعات و سهولت درک محتوای آن میباشد . معمولا به موارد زیر در تهیه اطلاعات از داده ها توجه میشود:
هدفمند بودن جمع آوری داده ها
دسته بندی و تفکیک داده ها
ارائه نتیجه محاسبات، برای تجزیه و تحلیل داده ها
اصلاح و غلط گیری داده ها
خلاصه نمودن داده ها (همان) .
دانش[۱۱]:
دانش وسیع تر، عمیق تر و غنی تر از داده ها و اطلاعات است، دانش مخلوطی سیال از تجربیات، ارزش ها، اطلاعات موجود و نگرش های کارشناسی نظام یافته است که بعنوان چار چوبی برای ارزشیابی و بهره مندی از تجربیات و اطلاعات جدید بکار برده میشود. اضافه کردن درک و حافظه به اطلاعات موجب توسعه طبیعی پس از اطلاعات میگردد. خلاصه سازی هرچه بیشتر (انباشت) اطلاعات اولیه به دانش منجر میشود. دانش را در این حالت میتوان بینش های حاصل از اطلاعات و داده هایی تعریف کرد که میتواند به روشهای مختلف و در شرایط گوناگون مؤثر و قابل تقسیم باشد. دانش به حداقل رساندن جمع آوری و خواندن اطلاعات است نه افزایش دسترسی به اطلاعات. دانش کارآمد کمک میکند تا اطلاعات وداده های ناخواسته حذف شوند. دانش یک ادراک و فهم است که از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل میشود. دانشی که از ذهن پویای دانشوران سرچشمه می گیرد، در مستندات علوم و فناوری، روشها و رویه های کاری، جاری می گردد(همان:۲) .
خرد[۱۲]:
عبارت است از درک ماهیت اصول حاکم بر الگوهای دانش .افرادی که دارای حکمت باشندبا ایجاد تغییر در ساختار موجود میتوانند تجربه ,زمینه ودانش جدیدی را ایجاد کنند . این افراد تفکر انتقادی دارند وخلاقیت ونبوغ در این قشر درسطح بالایی قرار دارد .شخص مورد نظر در مثال در صورتی که به خرد دست یافته باشد میتواند با ایجاد رابطه بین تجربیات مختلف ,چشم انداز جامع تری پیدا کند وعلاوه بر اقدامات عملی که درراستای دانش خود انجام می دهد,در سایه تفکر خلاقانه راه های مختلفی را به همراه مزایاومعایب انها برای خود ترسیم میکند .تفاوت بین قضاوت فرد دانشمند وخردمند دراین است که شخص دانشمند ممکن است براساس تجربیات محدود تری قضاوت کند ولی خردمند با ایجاد رابطه بین تجربیات مختلف واستفاده از چاشنی خلاقیت درمورد پدیده ها قضاوت میکند براین اساس خرد از مقبولیت جهانی برخوردار است و به حقیقت بسیار نزدیک است (حسن زاده،۶:۱۳۸۶) .
در اینجا باید میان سه مفهوم داده، اطلاعات ودانش تمایز قائل شد. در حقیقت تنها از طریق مفاهیم بیرونی یا از دیدگاه کاربر می توان بین داده، اطلاعات و دانش تفاوت قائل شد. معمولا داده به عنوان مواد خام و اطلاعات به عنوان مجموعه ای سازمان یافته از داده و دانش، تحت عنوان “اطلاعات دارای مفهوم” تعبیر می شود. ارتباط میان داده، اطلاعات و دانش، دوطرفه و برگشت پذیر است و تبدیل این سه مفهوم به یکدیگر، به میزان سازماندهی و تفسیر آنها بستگی دارد. با نگرش عمیق تری به این موضوع، می توان دریافت که معمولا دانش پایه، عامل متمایز کننده داده، اطلاعات و دانش است. این مطلب یکی از مجموعه دلایلی است که در محیط متکی بر دانش، برخی موسسات قادرند مزیت های رقابتی و برتری های اقتصادی خود را همچنان حفظ نمایند. به همین دلیل سازمانهای مبتنی بر دانش دارای رویکرد مثبتی در زمینه ابداع و اشاعه دانش و افزایش ارزش افزوده اطلاعات هستند. بنابراین دانش را می توان ترکیب سازمان یافته ای از

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

داده ها دانست که از طریق فرایندها، عملکردها و تجارب، حاصل آمده است. به عبارت دیگر، دانش معنا یا مفهومی است که از تفکر پدید آمده و بدون حضور آن اطلاعات یا داده تلقی می شود; در نتیجه تمایز میان اطلاعات و دانش بستگی تام به دیدگاه کاربران دارد(صدیقی،۲:۱۳۸۴).
دانش یکی از عوامل بنیادی است که کاربرد موفق آن، سازمان ها را یاری می رساند تا خدمات یا کالاهای بدیع ارائه نمایند. سازمان های کنونی از منابع عظیم دانش برخوردارند که این منابع بسیاری از گونه های متفاوت فرایندهای سازمانی، نظام های اطلاعات مدیریتی، ارزشها، هنجارها و فرهنگها را دربرمی گیرد. اما در عین حال، در بیشتر زمانها این دانش کاملا ناشناخته باقی می ماند; به عبارتی اغلب وقتها فرهنگ حاکم برفضای سازمانی، خود مانع از آن می شود که افراد در تلاش برای حفظ پایگاه سازمانی و موقعیت شخصی خویش، دانسته های خود را سهم کرده و در اختیار دیگران بگذارند. تغییر خرد نسبت به تغییر دانش،اطلاعات ودانش نیاز به مدت زمان زیادی دارد.به تعبیر دیگر محدودیت زمان ومکان در مورد خرد چندان مصداق ندارد واین تنها وجه مشترک خرد وداده است(حسن زاده،۷:۱۳۸۶) .
۲-۱-۳ ) انواع دانش:
ارسطو،انواع دانش را بر حسب مقاصدشان به سه دسته تقسیم کرده است:
۱-دانش نظری که غایت آن فهم وتبین چه چیزی پدیده هاست.
۲-دانش ساخت،دانستن چگونه ساختن و تولید اشیا و پدیده هاست.
۳-دانش کارکردی که مرتبط با نحوه استفاده و کار کردن با پدیده هاست(احمدی و دیگران،۲۱:۱۳۹۰).
از سوی دیگر پولانی[۱۳] دانش را به دو نوع ضمنی و صریح تقسیم بندی می‌کند:
دانش ضمنی: معمولا در قلمرو دانش شخصی، شناختی وتجربی قرار می گیرد و محصول تجربیات افراد می باشد، به همین علت در جایی ثبت نمی‌گردد و با گفتگو، بحث، مشورت و … به اشتراک گذاشته می‌شود.دانش ضمنی از مدل های ذهنی ،باور ها و اعتقادات هر فرد تشکیل می شود که آن چنان در ذهن وی جای گرفته اند که بدیهی تلقی می شوند.
این دانش ریشه در درون افراد دارد و بیان آن در قالب کلمات دشوار است.از دانشی که ریشه در فرهنگ سازمان دارد به عنوان دانش ضمنی یاد می شود.دانش ضمنی کمیاب،غیر قابل جایگزین،غیر قابل تقلید و ارزشمند است و به ندرت مبادله یا به اشتراک گذارده می شود(همان) .
دانش صریح یا کد گذاری شده: به دانشی اطلاق می‌گردد که جنبه عینی تر،عقلانی تر و فن[۱۴]ی تر دارد. ( داده‌ها، خط مشی‌ها، روش‌ها، نرم افزارها، اسناد و …). دانش صریح به طور معمول قابل ثبت می‌باشد و به صورت مکتوب به راحتی در دسترسی افراد قرار می‌گیرد. این نوع دانش در قالب زبان نظام مند و رسمی قابل انتقال است.دانش صریح دانشی است که به وضوح تعریف یا فرموله می شود و از طریق تکنولوژی های اطلاعاتی به اشتراک گذارده می شود(همان:۲۲).
این سلسله مراتب توسط کوئین و همکارانش[۱۵] (۱۹۹۶) در مورد دانش حرفه ای یک سازمان به کار گرفته شده وآن را به ترتیب صعودی اهمیت در چهار سطح کارکردی تعریف کرده اند:

  1. دانش درک یا دانستن چه چیزها: این سطح از دانش، برای سازمان ضروری است، لیکن برای موفقیت تجاری کافی نیست.
  2. مهارت پیشرفته یا دانستن چگونگی ها: این سطح از دانش برای سازمان ارزش افزوده زیادی به دنبال می آورد.
  3. فهم سیستم ها یا دانستن چراها: این دانش به افراد حرفه ای اجازه می دهد تا از سطح اجرای وظایف فراتر روند و به حل مسایل وسیع تر و پیچیده تر بپردازند و ارزشی فوق العاده را برای سازمانها ایجاد کنند.
  4. خلاقیت خودانگیخته یا توجه به چراها : شامل انگیزه، اشتیـاق و تطبیـق برای موفقیـت می شود. گروههایی که این خصوصیت را دارند معمولاً نتایج بهتری از گروههای با ســــرمایه فیزیکی بیشتر تولید می کنند. بدون این خصوصیت، دانش حرفه ای سازمان ممکن است دچار رخوت شود و از تغییر و بهبود در جهت تطابق با الزامات محیط پیرامونی باز بماند.کوئین اظهار می دارد که سه سطح اول دانش حرفه ای می تواند در سیستم های سازمان، پایگاههای داده

یا فناوریهای عملیاتی موجود باشد؛ اما سطح چهارم مرتبط با فرهنگ سازمانی است. وی همچنین خاطرنشان می کند که اکثر سازمانها تمرکز آموزشی خود را روی سطح اول می گذارند و کمتر به سطوح بالاتر می پردازند (جعفری و دیگران ،۲۶:۱۳۸۲) .
مک لوپ[۱۶] دانش را به شرح زیر طبقه بندی می کند:

  • دانش عملی: این دانش که در کار، تصمیمات و اقدامات افراد مؤثر است، دانش حرفه ای، تجاری، کاری، یا سیاسی نیز نامیده می شود.
  • دانش فکری: دانش فکری، کنجکاوی فکری افراد را برطرف می سازد و با درک مسائل موجود و ارزش های فرهنگی به دست می آید.
  • دانش سرگرمی و گفتگوی معمولی: این نوع دانش، نقطه مقابل دانش فکری است وکنجکاوی های غیرمطلوب انسانی، مانند تفریحات، شایعات محلی و غیره را برآورده می سازد.
  • دانش معنوی: به دانش مذهبی انسان در مورد خدا و شیو ه های سعادت و رستگاری مربوط است.
  • دانش ناخواسته: خارج از تمایلات فرد است و معمولاً به شکل تصادفی و بدون هدف به دست می آید (احمدی و دیگران ،۲۹:۱۳۹۰).