مقاله – رابطه معاملات با اشخاص وابسته (کالا و منابع مالی) با عملکرد شرکت‌ها- قسمت …

0 Comments

۳-۶ دوره‌ی زمانی تحقیق ۶۴
۳-۷ جامعه مورد مطالعه و نمونه‌ی آماری ۶۴
۳-۸ روش تجزیه تحلیل اطلاعات ۶۷
۳-۹ خلاصه فصل ۶۷
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱ مقدمه ۶۹
۴-۲ آمار توصیفی ۶۹
۴-۳ بررسی همبستگی بین متغیر های تحقیق ۷۲
۴-۴ آمار استنباطی ۷۳
۴-۴-۱ آزمون فروض کلاسیک در داده های ترکیبی(تلفیقی یا پانل) ۷۴
۴-۵ آزمون فرضیه ها ۷۴
۴-۵-۱ بررسی رابطه ی معاملات اشخاص وابسته و بازده دارایی ها ۷۴
۴-۵-۲ بررسی رابطه ی معاملات اشخاص وابسته و خالص جریان نقد عملیاتی ۷۹
۴-۵-۳ بررسی رابطه ی معاملات اشخاص وابسته و بازده خرید و نگهداری ۸۲
۴-۵-۴ بررسی رابطه ی معاملات اشخاص وابسته و بازده انباشته ی غیر عادی ۸۴
۴-۶ خلاصه فصل ۸۷
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱ مقدمه ۸۹
۵-۲ خلاصه پژوهش ۸۹
عنوان صفحه
۵-۳ جمع بندی و تفسیر نتایج ۹۰
۵-۴ محدودیت های تحقیق ۹۳
۵-۵ پیشنهادات کاربردی ۹۳
۵-۶ پیشنهاداتی برای پژوهش های آتی ۹۴
منابع و ماخد
منابع فارسی ۹۶
منابع لاتین ۹۸
ضمائم و پیوست ها
پیوست ۱ نمونه آماری ۱۰۲
پیوست ۲ جداول و نتایج برازش مدل ها ۱۰۷
چکیده
هدف این پژوهش؛ بررسی رابطه معاملات با اشخاص وابسته با عملکرد شرکت ها است. در این پژوهش اطلاعات مالی ۱۲۵ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی سال های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۱ بررسی شده است. نتایج این تحقیق نشان داد که بین معیارهای عملکرد مدیریتی شرکت با معاملات با اشخاص وابسته رابطه معناداری وجود دارد در این پژوهش از دو معیار بازده دارایی ها و خالص جریان نقد عملیاتی برای سنجش عملکرد مدیریتی شرکت استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که معاملات با اشخاص وابسته (داد و ستد منابع مالی) بر بازده دارایی ها و خالص جریان نقد عملیاتی تاثیر مثبتی دارد؛ در حالی که معاملات با اشخاص وابسته (داد و ستد کالا) بر جریان نقد عملیاتی تاثیر منفی دارد. اما در این پژوهش شواهدی دال بر وجود رابطه بین معاملات با اشخاص وابسته (داد و ستد کالا و داد و ستد منابع مالی) با معیارهای عملکرد بازاری شرکت (بازده انباشته غیر عادی و بازده خرید و نگهداری) یافت نشد.
واژه های کلیدی: داد و ستد کالا با اشخاص وابسته، داد و ستد مالی با اشخاص وابسته، معیار های عملکرد شرکت
فصل اول :
کلیات تحقیق
۱-۱مقدمه
در رسوایی‌های مالی اخیر، معاملات با اشخاص وابسته به عنوان یکی از کانون‌های نگرانی بوده است، به گونه‌ای که استفاده هدف‌مند از این معاملات و عدم افشای آنها یا کافی نبودن افشا، از عوامل سقوط شرکت‌ها می‌باشد. در بسیاری از موارد، معاملات با اشخاص وابسته، اجتناب‌ناپذیر و سودمند است و در چرخه عملیات شرکت تکرار می‌گردد، ولی در شرایط خاص، به سهامداران عمده یا مدیران شرکت‌ها اجازه می‌دهد به هزینه سهامداران خرد، منافع شخصی خود را تأمین کنند. اگرچه تمام معاملات با اشخاص وابسته فرصت‌طلبانه نیستند، اما نگرش غالب این است که از عوامل تأثیرگذار بر ریسک می‌باشند و سرمایه‌گذاران، قبل از انجام سرمایه‌گذاری برای آن اهمیت زیادی قایل می‌شوند. امروزه فرصت‌طلبانه بودن معاملات با اشخاص وابسته، یکی از عواملی است که موجب کاهش ارزش بازار سرمایه می‌شود.
کارشناسان یکی از دلایل بحران های مالی در شرکت ها را انجام معاملات با اشخاص وابسته و پوشش آن از طریق صورت های مالی می دانند. جانکو و همکاران(۲۰۰۸) معتقدند که معاملات با اشخاص وابسته می تواند فرصت مسقیمی برای اشخاص وابسته جهت خروج وجوهات نقدی از شرکت به واسطه فعالیت های زیر زمینی فراهم نماید. تجربیات سال های اخیر نیز گواهی بر این ادعا است که معاملات با اشخاص وابسته نه تنها می تواند باعث اخلال در امر ارزش آفرینی به عنوان اصلی ترین وظیفه مدیریت شود، بلکه موجبات فروپاشی شرکت ها را نیز به تدریج فراهم می کند. بر این اساس بود که پس از ورشکستگی انرون،کنگره آمریکا قانون ساریبنز آکسلی را به تصویب رسانید که در بخشی از آن به معاملات با اشخاص وابسته اشاره دارد و بر همین اساس است که سازمان بورس ارواق بهادار آمریکا قوانین سخت گیرانه ای را درباره لزوم افشا معاملات با اشخاص وابسته برای شرکت های پذیرفته شده وضع نموده است. از طرفی فریدمن و همکاران(۲۰۰۳) اشاره داشتند که معاملات با اشخاص وابسته می‌تواند برای حمایت از شرکت های با عملکرد ضعیف مورد استفاده قرار گیرد.
یکی از فرضیات تئوری نمایندگی این است که مدیریت برای به حداکثر رساندن منافع شخص خویش، منابع شرکت را به نفع خود به مصرف می رساند و معاملات با اشخاص وابسته که غالبا به نفع مدیران و به زیان سهامداران می باشد نوعی مصرف منابع شرکت محسوب می شود. این گونه سوء رفتارهای مدیریت علاوه بر اخلال در امر ارزش آفرینی، می تواند امنیت شغلی مدیران را نیز به خطر اندازد، بدین جهت برای در امان ماندن اثرات سوء این معاملات ممکن است اقدام به تحریف صورت های مالی نمایند که این مسئله نیز به طریقی باعث مخدوش شدن فرآیند ارزش آفرینی در بلند مدت خواهد شد، چرا که امکان تصمیم گیری آگاهانه را از مالکان به علت ارائه اطلاعات تحریف شده، سلب خواهد کرد. در این راستا مالکان با برقراری مکانیزم هایی سعی در کاهش هزینه نمایندگی ناشی از معاملات با اشخاص وابسته دارند

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

. از جمله این مکانیزم ها می توان به قرارداد های مدیریتی نام برد که در آن مالکان به منظور جلوگیری از رفتارهای فرصت طلبانه مدیریت، تمهیداتی را در قراردادها می گنجانند و اینگونه معاملات را به عنوان بخشی از اجزای تشکیل دهنده قرارداد محسوب می کنند تا بدین سان انگیزه مدیران را برای انجام این گونه رفتار های فرصت طلبانه کاهش دهند.
یکی دیگر از مکانیزم هایی که مالکان در برخورد با معاملات با اشخاص وابسته به کار می گیرند، استفاده از ابزار حسابرسی می باشد، چرا که حسابرسی می تواند منجر به کاهش انگیزه مدیران جهت انجام معاملات با اشخاص وابسته و یا تحریف صورت های مالی به منظور پوشاندن اثرات این گونه معاملات شود.