۴ مفاهیم روانشناختی که شیوه ایجاد محتوا را تغییر می دهد

دانلود پایان نامه

این پست برای تولید کنندگان محتوا از هر نوع که ممکن است درست مانند من باشد ، با عدم اطمینان روز تحریک کننده در مورد اینکه آیا آخرین قطعه باعث می شود خواننده خواننده را بخورد یا خیر ، روبرو است.

ایده پست این بود که سعی کنیم مشخص کنیم چه چیزی در ذهن خوانندگان ما می گذرد ، هنگام خواندن مقاله یا یک قطعه از مطالب چه فکری می کنند و چگونگی تأثیر آنها بر اطلاعات چیست؟ دریافت شده است.

بنابراین ، من کمی تحقیق کردم ، چند ده مقاله را در مورد درگیری و روانشناسی خواندم و چندین ایده را که بیشتر از همه دوست داشتم ، کشیدم.

روانشناسی

در اینجا می رود.

۱ ٫ روانشناسی سودمندی

در جستجوی من به وبلاگ Gord Hotchkiss رسیدم ، که نوشته های او را خیلی دوست داشتم. اگر به این نوع خواندن توجه دارید ، من قطعاً توصیه می کنم وبلاگ وی را بررسی کنید. من او را نیز برای چند پست مهمان در وبلاگ ما دعوت کرده ام ، بنابراین به زودی مطالب جالب او را نیز در اینجا می خوانید. فوق العاده از این موضوع هیجان زده است!

به هر حال ، به مبحث برگردید.

وی در وبلاگ خود مجموعه ای از پست ها را انجام داد که در آن ، از جمله موضوعات جالب درباره روانشناسی سودمندی صحبت می کند. کاری که وی انجام داد این بود که فرآیندهای شناختی و عاطفی را کشف کنیم که ما را برای وفادار ماندن به یک انتشار آنلاین تعیین می کند.

فرضیه این بود:

“فرض اصلی من این بود که ما باید قبل از اینکه وفاداری خود را به آن بخشیم ، سودمندی را در یک مقصد آنلاین پیدا کنیم. و ما باید به مقصد کافی وفادار باشیم تا بازاریابان بتوانند مخاطب پایدار را شناسایی کنند که بتوانند چیزی راجع به آن بدانند. […] با گفتن اینکه سرگرمی همچنین می تواند عاملی به همراه ابزار باشد ، منجر به وفاداری می شود […] “

بنابراین ، در پایه هدف نهایی ما به عنوان ناشران آنلاین ، که برای دستیابی به وفاداری خوانندگان ما است ، هم ابزار و هم سرگرمی بگذارید.

گورد سپس به تجزیه و تحلیل مکانیسم های موجود در مغز ما پرداخت که هم ابزار و هم سرگرمی را ارزیابی می کند.

هنگام نزدیک شدن به فعالیت های سرگرم کننده (که طبیعتاً اتو است) مغز ما مرکز پاداش ما را آتش می زند و همچنین یک ضربه مربوط به دوپامین را به ارمغان می آورد ، با این کار تکرار می شود. الگوهای ما به دلیل انتظار پاداش از آنها انتظار داریم.

از طرف دیگر

سودمندی در یک گروه کاملاً متفاوت قرار می گیرد. هنگام برخورد با اقدامات غیر سرگرم کننده (عجیب و غریب) ، وظایفی که تمایل به انجام آنها نداریم بلکه آنها را کامل می کنیم فقط به این دلیل که نیاز داریم ، مغز ما الگوریتم دیگری را اعمال می کند.

در شرایط غیر سرگرم کننده ، هدف اصلی مغز ما یافتن موثرترین راه حل برای کار ، استفاده از مفید بودن به عنوان معیارهای کلیدی است.

راه حل

با تحلیل بیشتر پیش می رویم ، می بینیم که میانبر در مغز ما وجود دارد ما در هنگام تعیین چه چیزی مفید و چه یکبار مصرف است. همانطور که آنتونیو داماسیو ، متخصص مغز و اعصاب در خطای دکارت نشان داد ، ما ساز و کاری داریم که احساسات ما را در تصمیم گیری راهنمایی می کند . عقلانیت نیاز به ورودی عاطفی دارد.

هر زمان که با یک کار غیر سرگرم کننده سروکار داریم ، مغز ما به سرعت مجموعه ای از مراحل پیاپی را طی می کند تا بهترین روش برای انجام کار را تعیین کند. در اینجا یک نمودار توصیف فرایند وجود دارد:

اما با این وجود ، ما هنوز فرصتی داریم که با القای احساسات مثبت خوانندگان خود را برنده کنیم. احساسات مثبت به خواننده ارتباط می دهد که ابزار مورد انتظار بالاتر از خطر درک شده است ، بنابراین مفید است ، در حالی که احساسات منفی برعکس آن را نشان می دهد.

دلیل علمی وجود دارد چرا مغز ما از این مسیر میانبر برای ارزیابی ابزار استفاده می کند:

“دلیل اینکه ممکن است در استفاده از این راهکارها در برخوردهای آنلاین منطقی نباشیم این است که آنها زیر آستانه آگاهی بازی می کنند. ما به طور مداوم و آگاهانه الگوریتم ارزش حاشیه خود را تنظیم نمی کنیم و یا کمی از ارزش یک پچ اطلاعات را ارزیابی می کنیم. نه ، مغز ما از یک روش سریعتر و اکتشافی تر برای واسطه کردن نتیجه تلاش ما – احساسات استفاده می کند. ناامیدی و اضطراب به ما می گویند زمان آن رسیده است که به سایت یا برنامه بعدی بروید. احساس پاداش و رضایت خاطر نشان می کند که باید در جایی که هستیم درست بمانیم. “

اضطراب

ایده آل ، برای شما ، به عنوان یک ناشر آنلاین ، این است که از این فرآیند با استفاده از weig utility خود دور شوید.در هر زمان اما این بدان معنی است که شما وفاداری خواننده خود را بدست آورید و برای آنها عادت کنید .

با توجه به مسیری منطقی که مغز باید برای برچسب “عادت” انجام دهد (دوباره نمودار بالا را ببینید) ، سه شرط وجود دارد که باید برای انجام یک کار (یا انتشار آنلاین) برآورده شود. یکی:

     

  • > دوباره تکرار – اغلب به اندازه کافی انجام شده است
  •  

    – شرایط نسبتاً ثابت بوده است

     

  • نتایج قابل قبول – بازده ثابت و رضایت بخش بوده است

۲ as تعصب فریم بندی: تغییر و تنظیم تغییر و تغییر

این مفهوم نشان می دهد که نحوه ارائه چیزی (“قاب”) بر واکنشها و انتخابهای افراد تأثیر می گذارد.

به عنوان مثال ، اثر قاب تأیید شد در متن های متنوعی:

     

  • به نظر می رسد کاندوم ‘۹۵٪ مؤثر از one با میزان failure 5٪ شکست موثر است. ‘
  •  

  • مردم ترجیح می دهند که تورم ۱۲٪ نسبت به کاهش ۷٪ در هنگام تورم صفر ، ۵٪ افزایش یابد.
  •  

  • با توجه به دو بسته گوشت گاو ، اکثر افراد یک برچسب خورده ، “۸۰٪ چربی” را نسبت به یک برچسب زده شده ، “۲۰٪ چربی” انتخاب می کنند.

از طریق آزمایش های متعدد ثابت شده است که افراد بسته به اینکه آیا به عنوان ضرر یا سود به آنها ارائه می شود ، متفاوت به یک انتخاب خاص واکنش نشان می دهند. افراد هنگامی که یک قاب مثبت ارائه می شود از ریسک جلوگیری می کنند اما وقتی یک قاب منفی ارائه می شود در معرض خطر هستند

تعصب فریم با مدل اقتصادی استاندارد انتخاب منطقی در تصمیم گیری متناقض است که می گوید: مردم همیشه در تلاشند تا منطقی ترین انتخاب ممکن را انجام دهند .

اقتصادی

آنچه ثابت می کند این است که در حقیقت ، ذهن ما نسبت به موضوعی که در آن چیزی تعبیه شده است ، واکنش نشان می دهد ، نه فقط به خود چیز.

یک مثال دیگر بزنید: مسئله اعتیاد به مواد مخدر. این می تواند به عنوان یک “مسئله قانون و نظم” (دیدگاه مورد استقبال ایالات متحده) یا “یک مشکل بهداشت عمومی” (همانطور که در هلند مشاهده می شود) مشاهده شود. گرچه واقعیت ها یکسان هستند ، نگرش به مسئله و همچنین رفتارهایی که در پی می آید ، قطب های مختلفی دارند

اعتیاد

بنابراین ، معلوم می شود که واقعیت مطلق نیست ، متن است. همیشه حداقل دو طرف یک داستان وجود دارد. هیچ واقعیت سردی وجود ندارد.

تصمیمات ما بیشتر بر اساس نگرش ما به مسئله است تا واقعیت ها ، و نگرش ما توسط “چهارچوبی” که واقعیت ها در آن ارائه می شود تعیین می شود.

از منظر بازاریاب ، قاب بندی روش دیگری برای تأثیرگذاری فرد در مرحله ارزیابی سودمندی است. از طریق فریم کردن قادر خواهید بود خواننده خود را با احساسی مثبت و نه منفی تلقیح کنید و به این ترتیب نگرش او نسبت به شما ، محتوا و شغل خود را تعیین کنید.

و این فقط به معنای کلماتی نیست که بتوانید احساسات را برانگیخته و بر درک مخاطبان خود از اینکه چه کسی هستید ، بلکه از طریق طراحی و رنگهایی که استفاده می کنید ، ساختار و استراتژی تجسم داده های خود نیز تحت تأثیر قرار دهید.

۳ aff وابستگی مغز ما به داستانها

با تعداد زیادی مقاله در مورد قدرت قصه گویی در تبلیغات به عنوان اثبات این گفته معروف – “داستان میفروشد” ، بدون شک درباره تأثیر یک داستان خوب روی مغز انسان باقی مانده است.

داستان ها تخیل ما را درگیر می کنند و از طریق آن ، همدلی و خلاقیت را به دست می آوریم. داستانها مقاومت را کاهش داده و نقش یک زبان مشترک بین خواننده و داستان نویس را بازی می کنند. داستانها باعث می شوند که احساس نشاط ، انگیزه و ارتباط با اطرافیان داشته باشیم. بیشتر داستانها باعث می شوند احساس کنیم

خلاقیت

با این وجود ، دلایلی که مغز ما به روشی که در هنگام گفتن داستانها انجام می شود واکنش نشان می دهد و اجزای خاصی که باعث ایجاد آن واکنش ها می شوند ، باید در ذهن داشته باشیم.

اول از همه ، داستان ها زمینه ، قاب را فراهم می کنند تا مغز ما نیاز به تفسیر و درک واقعیت ها داشته باشد. فقط از طریق داستان ها اطلاعات ، اقدامات و احساسات تأثیر متقاعد کننده و ارتباط شخصی دارند.

به غیر از این ، محققان از طریق آزمایشات آزمایشگاهی متعدد ، دریافتند که در مغز انسان ، تجربیات تخیلی دقیقاً مشابه تجربیات واقعی پردازش می شوند . به این معنی که داستانها می توانند احساسات واقعی و پاسخ های رفتاری را برای انسان ایجاد کنند ، درست مثل اینکه آنها در این رویدادها شرکت می کنند.
به عنوان مثال ، در مطالعات گسترده انجام شده

در مورد این موضوع ، آزمایش شده است که مغز در حالی که با یک دستگاه تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی (fMRI) مورد بررسی قرار می گیرد ، چگونه واکنش نشان می دهد و مشخص شده است که:

     

  • مغز انسان فقط با تفسیر کلمات مکتوب ، مناطق پردازش زبان را درگیر خود می کند.
  •  

  • کلماتی که عطرهایی مانند “عطر” و “قهوه” را توصیف می کردند ، قشر بویایی افراد را مشتعل می کردند
  •  

  • استعاره هایی مانند “خواننده صدای مخملی داشت” و “او دست چرمی داشت” قشر حسی را برانگیخت.
  •  

  • جملاتی مانند “جان جسم را گرفت” و “پابلو توپ را زد.” قشر موتور را روشن کرد.

بنابراین ، به همین دلیل چرا خواندن یک داستان عالی مانند چنین تجربهای واضحی احساس می کنید .

بیش از این ، با توانایی داستان ها برای درگیر کردن بخش های مختلف مغز ما ، داستان پردازی به روشی بسیار مؤثر تر از جذب خواننده تبدیل می شود. ، در مقایسه با ارائه حقایق سرد یا داده هایی که از متن خارج شده اند ، گزارش شده است که فعالیت مغز محدود است.

۴ ٫ چندین تعصب شناختی جالب دیگر

باز هم ، تعصبات شناختی اثبات دیگری است که قضاوت ما صرفاً ذهنی است. در اصل ، تعصبات شناختی خطاهایی است که مغز ما برای تلاش برای پردازش سریعتر اطلاعات ، با استفاده از کلید های میانبر (اکتشافی) ایجاد می کند. ما بر اساس ظواهر نتیجه می گیریم و نمی توانیم به درستی اوضاع را تفسیر کنیم. این تله ای است که ما اغلب به دلیل عملکرد مغز ما در آن قرار می گیریم .
برخی از این تعصبات ، بدون تأثیر حیاتی بر زندگی ما ، هرچند برای ساختن و بسته بندی موثر محتوای آنلاین ، ضروری است. اگر بتوانید تعصبات محتوا خود را درک و کنترل کنید ، یک قدم جلوتر در روند تأثیرگذاری و ترغیب مخاطبان خود از طریق محتوا قرار دارید.

     

  • تعصب “پردازش تسلط”

پردازش تسلط ، مفهومی است که به سهولت پردازش اطلاعات اطلاق می شود. به نظر می رسد که مغز ما بطور ضمنی تسلط بالای پردازش را با یک تجربه مثبت مرتبط می کند.
طلاق
بنابراین ، ما تمایل داریم که اعتقاد داشته باشیم که چیزهایی که درک آنها ساده تر است ، معتبرتر هستند ، در حالی که ما تمایل به رد چیزهایی داریم که نمی فهمیم.

نمونه متداول این نوع سوء تفسیری که هنگام برخورد با سناریوهای آشنا با آنها تجربه می کنیم ، توهم موسی است. برای دیدن خودتان ، به این سوال پاسخ دهید:

چه تعداد از حیوانات از هر نوع موسی را روی کشتی گرفت؟

نمونه دیگر از سوگیری تسلط پردازش ، چگونگی تفسیر افراد براساس نوع فونت موردنظر در است. آزمایشات نشان داده است که هنگام خواندن متن به یک فونت مشترک و آسان برای خواندن ، سوگیری سوء استفاده ترفند خود را بر روی ما ایفا می کند ، باعث می شود که به اشتباه ما در توانایی هضم اطلاعات ارائه شده به ما اعتماد به نفس داشته باشیم.

اعتماد به نفس

     

  • اثر “Rhyme-as-Reason”

طبق تعصب شناختی Rhyme-as-Reason ، ما عبارات یا اصطلاحات قصیده را که به صورت قلم نوشته شده است می بینیم به عنوان راستگو تر که کسانی که قافیه نیست

نمونه محبوب این عبارت است – “ چه هوشیاری پنهان می شود ، الکل را آشکار می کند. ” است که توسط داوطلبان شرکت کننده در آزمایش دیده می شود به عنوان واقعی تر و قابل اعتماد تر از عبارت جایگزین ارائه شده. به آنها – “ چه هوشیاری را پنهان می کند ، الکل را رها می کند.

اگرچه مطمئناً نمی توانید مطالب خود را با قافیه بنویسید ، اما با این وجود می توانید با استفاده از ادبیات تبلیغاتی و تبلیغاتی که باعث تقویت ایده های شما می شود ، از این تعصب استفاده کنید. اعتماد به نفس خواننده

ایده

     

  • تعصب Anchoring (اولین تعصب برداشت)

تعصب شناختی Anchoring تمایل ما برای اتخاذ تصمیمات کمی به قسمت اول اطلاعات ارائه شده (“لنگر”) بیش از حد متکی است. یا در غیر این صورت ، برداشت اول واقعاً مهم است. نه به شکلی کاملاً قضاوت کننده ، بلکه بیشتر با روشی ظریف

شما ممکن است تمایل داشته باشید که فکر کنید لنگر در داوری ما به صورت عینی استفاده خواهد شد ، اما اشتباه می کنید . مطابق با نتایج تحقیق انجام شده توسط استراک و موسوییلر (۱۹۹۹) ، اطلاعاتی که در ابتدا با آنها ارائه می دهیم ، تأثیر می گذارد در نحوه ارزیابی بیشتر موارد مشابه.

گرچه اغلب هنگام طراحی طرح های قیمت گذاری مورد توجه قرار می گیرد ، اثر لنگر انداختن نیز تأثیر عمده ای بر زندگی روزمره ما دارد.

قیمت

یک مثال جالب از اثر لنگر انداختن در عمل وجود دارد: همسری که ده برابر بیشتر از کاری که پدرش انجام داده است انجام می دهد ، احساس می کند که کارهای او برای او کافی است تا بتواند به عنوان “بهترین همسر شوهر” شناخته شود. سال ” در همین حال ، همسر نسبت به میزان کارهای خانه ای که برای انجام آن باقی مانده احساس نارضایتی می کند. تعصب لنگر انداخته در این مورد درک هر یک از همسر از تلاشهای خود را تعیین می کند

اما شما ، به عنوان خالق محتوا ، چگونه از تعصب لنگر اندازی برای تعیین ساختار نسخه خود استفاده می کنید؟ آیا از آن استفاده می کنید تا مزایایی را که برای خوانندگان خود ارائه می دهید برجسته کنید؟
من در نظرات در مورد همه این مفاهیم مشتاقانه منتظر هستم “

این نوشته در سئو ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.