0 Comments

بررسی و تحلیل عناصر داستان در آثار سارا سالار- قسمت ۱۶

«دکتر به آرامی پروندهی نقره را از روی میز پایین تخت بر میدارد، نگاهی به آن میاندازد و دوباره به آرامی میگذاردش سر جاش. میگوید چطوره با هم یه چایی بخوریم؟چایی؟ کجا؟… میگوید مزاحم نمیشم.دکتر شمس همانطور که راه میافتد طرف در میگوید: اصلا مزاحمتی نیست. و همانجا کنار در منتظر میایستد.دختره حالا دارد به […]