بررسی و مقایسه مهارتهای حرفه ای معلمان دروس علوم پایه و علوم انسانی دوره راهنمایی شهرستان بهشهر به منظور ارائه روشهای ارتقاءکیفی این مهارت ها- قسمت ۶

0 Comments

– به تعلیم و تربیت اسلامی باور قلبی دارد و سعی میکند یادگیرنده را به خدا متوجه سازد.
– به طور همه جانبه پرورش یافته است. میتواند در تأمین هدفهای تربیتی اعم از عقلانی، عاطفی، اجتماعی، جسمانی و معنوی، هدایت و راهنمایی لازم را به عمل آورد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
– تربیت را اصل و اساس همه چیز میداند.
انواع صلاحیتهای معلمان
صلاحیتهای معلمی را در سه حیطه میتوان طبقهبندی نمود:
الف) صلاحیتهای شناختی[۲۰]: منظور از صلاحیتهای شناختی، مجموعهی آگاهی ها و مهارتهای ذهنی است که معلم را در شناخت و تحلیل مسایل و موضوعات مرتبط با تعلیم و تربیت توانا میسازد. به عنوان مثال، «شناخت علایق و توانایی های ذهنی، یادگیرنده»، یکی از صلاحیتهای شناختی معلم است.
ب- صلاحیتهای عاطفی[۲۱]: منظور از صلاحیتهای عاطفی، مجموعهی گرایشات و علایق معلم نسبت به مسایل و موضوعات مرتبط با تعلیم و تربیت است. به عنوان نمونه، «گرایش و علاقه به تکریم دانشآموز» یکی از صلاحیتهای عاطفی است.
ج- صلاحیتهای مهارتی: آن بخش از صلاحیتهاست که به مهارتها و توانایی های علمی معلم در فرایند یادگیری مرتبط میشود. به عنوان مثال، « مهارت معلم در تهیه طرح درس » یکی از این صلاحیتهاست .
از مجموعهی صلاحیتهای سه گانه، صلاحیت تأثیر گذاری بر دانشآموز حاصل میشود، معلم آن چه را که در دورهی تربیت معلم آموخته است، نمیتواند روی شخصیت دانشآموز پیاده کند. توانایی تأثیر گذاری بر دانش آموز و تغییر دادن رفتار او بیم معلمان، متفاوت است. این تفاوت ممکن است به چند علت باشد:
۱- ممکن است به علت نوع تربیت خود معلم قبل از ورود به نظام تربیت معلم و تجربیات قبلی او باشد. مثلاً اگر کسی در دورهی کودکی و نوجوانی به علت فقدان محیط سالم تربیتی در خانواده، دچار افسردگی شود و همین شخص وارد دوره های تربیت معلم گردد، در کسب صلاحیتهای عاطفی با مشکل مواجه خواهد شد. بطور طبیعی این فرد از فرد دیگری که در یک محیط تربیتی سالم پرورش یافته است، متفاوت خواهد بود.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
۲- ممکن است به علت ذوق و استعدادهای ذاتی افراد باشد. بعضی استعداد و توانایی ذاتی برای معلمی دارند و به همین دلیل از همردیفان خود در تدریس موفق ترند. به عنوان مثال، یکی از کارهای معلم، «مدیریت کلاس درس» است. بعضی با اینکه علم و آگاهی لازم را نیز در این کار دارند، ولی در عمل قادر به ادارهی کلاس نیستند. یا آن که کسب این توانایی، تمرین و تجربهی لازم را نیز در این کار دارند، ولی در عمل قادر به ادارهی کلاس نیستند. یا آن که کسب این توانایی، تمرین و تجربهی لازم را میطلبد، ولی مقدار زیادی به استعداد ذاتی افراد مربوط است. بنا به علل فوق و علل دیگر، محصولات دوره های تربیت معلم و صلاحیتهای کسب شده توسط معلمان یکسان نخواهد بود. به همین دلیل توانایی تاثیر گذاری آن روی دانشآموزان نیز متفاوت است.
تربیت معلم و آموزشهای ضمن خدمت
نظام آموزش و پرورش تا قرن بیستم آنچنان که باید راه به جایی نبرده و بین آموزش و زندگی شکاف به وجود آورده بود. در اواخر قرن بیستم جهانیان دریافتند که آموزش و پرورش نباید از واقعیتهای زندگی دور بماند. این مسئله نظام آموزشی جدیدی را پی ریخت که معلم را پایه و اساس قرار داد (رؤوف، ۱۳۷۹، ص۳۴).
صافی (۱۳۷۶) در کتاب« سیمای معلم» مینویسد: «معلمان باید از طریق هنر، علم و تجربه را در فرایند تدریس، در سه مرحله قبل از تدریس، ضمن تدریس و بعد از تدریس مهارت یابند».
پاشا شریفی (۱۳۸۱) در مقالهای با عنوان «سنجش عملکرد در فرایند تدریس» مراحل تدریس را به شرح زیر گزارش کرده است:
۱٫ مرحله پیش از تدریس
۲٫ مرحله تدریس
۳ . مرحله پس از تدریس».
به نظر وی در روش های نوین آموزشی، به جای آزمونهای سنتی بر سنجش عملکرد تأکید میشود. سنجش عملکرد از جمله روش هایی است که انگیزه یادگیری را در دانشآموزان بر میانگیزد.شیوه های سنتی سنجش و ارزشیابی، بر پاسخهای اغلب کلیشهای و تفکر همگرا برای حل مسأله خاص توجه دارد. در حالی که در فرایند سنجش عملکرد، دانشآموزان باید با بهره گرفتن از تفکر واگرا، روابط بین مطالب مختلف را درک و تجزیه و تحلیل کند و به خلاقیت و نوپردازی بپردازد.به اعتقاد و باور بسیاری از متخصصان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت، یادگیری مهارتهای حرفهای از جایگاه ویژهای برخوردار است. تا آنجا که معلمی که به اندازه کافی مهارتهای تدریس را تجربه نکرده باید، معلم بدون صلاحیت خوانده میشود (رؤوف، ۱۳۷۹، ص۲۳).
شعبانی (۱۳۸۳) در مقالهای با عنوان «بررسی تطبیقی برنامه تربیت معلم ایران و چند کشور جهان» در تحلیل واقعیتها چنین می نویسد: کیفیت تربیت معلم و تدریس به میزان زیادی به منابع آموزشی و برنامه درسی بستگی دارد. در سالهای اخیر پژوهشگران آموزشی به برنامه درسی به عنوان متغیری میان نظامهای آموزشی کشورها نیز بر اصلاح برنامههای درسی و روش های تدریس تأکید شده است.
به اعتقاد بعرنگی (۱۳۸۴) «آموزشهای تربیت معلم و ضمن خدمت، هنگامی مؤثر است که معلمان بتوانند از امکانات آموزشی در جهت رفع مشکلاتی که در کلاسهای درس با آن مواجهاند بهره گیرند و در دو بعد علمی و عملی مهارت بیشتری پیدا کنند».
نقش معلم در فرایند یاددهی- یادگیری
در بسیاری از شیوه های آموزشی مبتنی بر دیدگاه های سنتی، تدریس انتقال دانش و اطلاعات به دانش آموزان قلمداد میشود. با اینکه این روشها در ایجاد تبحر در مهارتهای سطح پایین که در بسیاری از آزمونها مورد سنجش قرار میگیرد، موفق عمل کردهاند اما عموماً در پرورش دانش و توانایی های که دانشآموزان برای زندگی روزانه خود نیاز دارند ناموفق بودهاند. برخلاف شیوه های تدریس یاد شده برداشتهای جدیدتر درباره نحوه یادگیری دانشآموزان شیوه های نوینی را ارائه میدهند که بر پرورش دانشآموزان فکور تأکید دارد. دانشآموزانی که قدرت شناخت و استفاده از آموختههای خود را دارند. این شیوه «سازندهگرایی» نامیده میشود. در سازندهگرایی، یادگیری، فرایندی است پویا و درونی. دانشآموزان در برابر اطلاعات دریافتی منفعل نیستند، بلکه پردازش دهنده فعال اطلاعات به شمار میآیند. تأکید روش های نوین تدریس بیشتر بر پرورش توانایی دانشآموزان در تحلیل، حل مسأله و کاربرد آن است (آقازاده، ۱۳۸۴، ص ۶۵).
عوامل مؤثر در تدریس
تدریس امر سادهای نیست. معلم در تدریس با متغیرهای متفاوتی سر و کار دارد. او سعی میکند با دستکاری و کنترل متغیرهای مختلف وضعیتی به وجود آورد که یادگیری حاصل شود. شناخت و کنترل همهی عوامل و متغیرهای دخیل کار آسانی نیست و شاید بتوان گفت غیر ممکن است. بدون شک، در ایجاد محیط یادگیری عواملی همچون ویژگیهای معلم و شاگرد، ساخت نظام آموزشی، محتوای آموزشی و دهها متغیر دیگر میتواند مؤثر باشد. بدیهی است که معلم نمیتواند همهی عوامل مذکور را تحت کنترل در آورد. ممکن است سؤال شود اگر کنترل همهی عوامل مذکور امکان پذیر نباشد، معلم چگونه میتواند شرایط مطلوب را با توجه به دخالت متغیرهای متعدد و غیر قابل کنترل، به وجود آورد. در پاسخ به چنین سؤالی باید گفت: درست است که معلم نمیتواند همهی متغیرهای دخیل را کنترل قرار دهد، اما شناختن چنین عواملی او را قادر خواهد ساخت که در تنظیم فعالیتهای تدریس، تصمیمی آگاهانه بگیرد. اگر معلم از نظریه های تدریس- یادگیری شناخت دقیق و علمی داشته باشد، قویتر و دقیقتر میتواند در ایجاد وضعیت مطلوب یادگیری فعالیت کند. بدین لحاظ به تحلیل بعضی از عوامل مهم و مؤثر در تدریس می پردازیم.
نقش معلمان در تدریس
۱- ویژگیهای شخصیتی و علمی معلم
اساسیترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق هدفهای آموزشی معلم است. اوست که میتواند حتی نقص کتابهای درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران کند یا برعکس، بهترین موقعیت و موضوع تدریس را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب به محیطی غیرفعال و غیر جذاب تبدیل کند. در فرایند تدریس تنها تجارب و دیدگاه های علمی معلم نیست که مؤثر واقع میشود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگرد تأثیر میگذارد، به طوری که او را از حالت شخصی که فقط در تدریس مهارت دارد خارج میکند و به صورت انسان اندیشمندی در می آورد که مسئولیت بزرگ تربیت انسانها بر عهده اوست. بر شمردن ویژگیهای معلم کار چندان آسانی نیست؛ زیرا جوامع مختلف با فلسفهها و نگرشهای مختلف، انتظارات متفاوتی از معلم دارند، ولی میتوان به ویژگیهای کم و بیش مشترکی که لازم است معلمان در همه جا داشته باشند اشاره کرد. ما این ویژگیها را به ویژگیهای شخصیتی و ویژگیهای علمی معلم تقسیم میکنیم و در ادامه بحث، مورد بررسی قرار میدهیم.
الف) ویژگیهای شخصیتی معلم و نقش آن در تدریس
در بررسی ویژگیهای شخصیتی معلمان بیشتر به تحلیل نوع نگرش و روابط معلم نسبت به شاگردان پرداخته شده و آنان را به دو گروه «شاگرد نگر» و «درس نگر» تقسیم میکنند.
۱٫ معلمان شاگردنگر. این گروه از معلمان، شاگردان را هستهی مرکزی فعالیت خود قرار میدهند و آنان را محور اصلی فعالیتهای آموزشی میدانند. آنان فعالیت و رشد همه جانبهی شاگردان را در نظر میگیرند و مواد درسی و انتقال دانش را برای پرورش آنها به کار میبرند. این گروه، به طور کلی، به پرورش استعداد شاگردان شوق فراوان دارند. البته نباید تصور کرد که معلمان دیگر هیچ توجهی به شاگردان ندارند، بلکه میتوان گفت که این دسته از معلمان بیشتر از دیگران، شاگردان را در نظر دارند، و رفتارشان نسبت به شاگردان به گونهای است که توجه هر مشاهده کنندهای را در نخستین برخورد به خود جلب میکند.
معلمان شاگردنگر اگر اطلاعات و دانش زیادی هم داشته باشند، انتقال همهی آنها را به شاگردان چندان مهم نمیدانند، بلکه بیشتر فعالیت خود را بر آموزش و پرورش شاگرد متمرکز میکنند. اینان از میان علوم، بیشتر به علوم انسانی و بویژه روانشناسی توجه دارند.
گروه شاگردنگر را میتوان به دو دسته کوچک تر «شاگردنگر فردی» و « شاگردنگر جمعی» تقسیم کرد. شاگردنگر فردی به ویژگیهای فردی شاگردان، بیشتر توجه دارد و یکایک آنان را شناسایی و با هر کدام مطابق خصوصیات فردیاش رفتار میکند، در حالی که شاگردنگر جمعی بیشتر به جمع شاگردان و پرورش جمعی آنان توجه دارد و یک به یک آنان را مورد توجه قرار نمیدهد. این گروه از معلمان با بهره گرفتن از روانشناسی پرورشی و روانشناسی نوجوانی در جهت تربیت و پیشرفت کلی همهی شاگردان تلاش میکند. رفتار این معلمان نسبت به رفتار معلمان شاگردنگر فردی رسمیتر است. این دسته از معلمان چندان به عواطف و درخواستهای شاگردان توجه ندارند.
۲٫ معلمان درسنگر: معلمان درسنگر بیشتر به درس اهمیت میدهند تا پرورش شاگردان. تمام کوشش آنها بر این است که به هر طریقی که شده درس را به شاگردان انتقال دهند. گروه درسنگر به شاگردان و تفاوتهای فردی آنان توجه ندارند یا آن را چندان مهم تلقی نمیکنند. به نظر این گروه، شاگردان موظفند که درس را به طول کامل یاد بگیرند و به معلم پس بدهند. به اعتقاد افراد این گروه، حقایق علمی شاگردان را برای زندگی اجتماعی آماده میسازد و به همین دلیل، کسب دانش در درجهی اول اهمیت قرار دارد. این معلمان به علوم و فنون رغبت فراوان دارند. بسیاری از دبیران دبیرستانها و جمعی از معلمان مدارس ابتدایی و گاهی تعدادی از استادان نظام آموزشی جامعه ما را این دسته از معلمان تشکیل میدهند.
گروه درسنگر را نیز میتوان به دو گروه کوچکتر « درسنگر علمی» و « درسنگر فلسفی» تقسیم کرد. گروه درسنگر علمی بیشتر به رشته های علمی علاقهمند هستند و میکوشند تا از این نظر، دانش خود را روز به روز گسترش دهند. با آنکه مطالب درسی آنها گیرایی درسهای فلسفی و اجتماعی را ندارد، به سبب اطلاعات وسیعی که در رشته های علمی دارند، میتوانند شاگردان را به سوی خود جلب کنند.تأثیری که معلمان درس نگر علمی در شاگردان میگذارند، ناشی از شخصیت آنان نیست، بلکه زادهی وسعت اطلاعات آنهاست. چنین تأثیری معمولاً تأثیر تعلیمی است نه تربیتی، ولی به طور غیر مستقیم شاهد تأثیر تربیتی هم هستیم. اگر چه علاقهی این گروه از معلمان بیشتر به رشته های علمی و مواد درسی است تا شاگردان، دلبستگی آنان به علم باعث میشود که گاهی شاگردان با علاقهی فراوان در کلاس درسشان حاضر شوند. این گروه از معلمان اگر به نیاز و علاقهی شاگردان توجه کنند و با آنها ارتباط مطلوب برقرار سازند، میتوانند معلمان خوب و مفیدی باشند و تأثیر مثبتی در شاگردان بگذارند.
گروه درسنگر فلسفی با اینکه به درس بیشتر از شاگردان توجه دارند، اما چون اغلب به مسائل کلی و اجتماعی میپردازند، کلاسشان گیراست. شاگردان نسبت به این معلمان گرایش بیشتری دارند. این گروه با شخصیت بارزی که دارند، به عنوان سرمشق و انسان آرمانی مورد توجه شاگردان واقع میشوند و تمام توجه آنان را به خود جلب میکنند تا جایی که شاگردان نسبت به ویژگیها و امکانات خود غافل میشوند و برای بسط شخصیت خود مجالی نمییابند. چنین معلمانی، معمولاً به فردیت شاگردان توجه نمیکنند و به روش تدریس هم اعتنایی ندارند، اما به علت آرمانگرایی خاص و شخصیت بارز و نافذی که دارند، شاگردان را مجذوب خود میکنند، به طوری که شاگردان نه تنها آنان را براحتی میپذیرند، بلکه الگوی زندگی خود قرار میدهند. اگر چه تأثیری که این گروه از معلمان در شاگردان میگذارند، ممکن است تا مدتها دوام داشته باشد، احتمال دارد که آنان بدون توجه به تواناییها و قابلیت‌های خود، تمام رفتار و عقاید معلمان خود را مو به مو اجرا کنند و هیچ گونه ابتکار و نوآوری از خود نشان ندهند.
آشنایی با ویژگیهای شخصیتی معلمان برای کلیه دستاندرکاران تعلیم و تربیت و دانشجویانی که میخواهند در آینده به شغل شریف معلمی اشتغال ورزند بسیار مفید خواهد بود؛ زیرا باعث میشود که آنان در درجهی اول خود را از دریچهی چشم دیگران ببینند و ارزیابی کنند. پس از شناسایی خود بکوشند تا خود را اصلاح کنند و هر روز گامی به جلو بردارند و از این واقعیت غافل نباشند که شخصیت معلم همانند شخصیت شاگردان به مرور زمان کامل خواهد شد.
ب) تأثیر شخصیت و رفتار معلم در فرایند تدریس
در فرایند تدریس رفتار و کردار معلم از اهمیت خاصی برخوردار است. برای شاگردان عمل و رفتار معلم معیار مناسبی است برای ارزشیابی مطالب، گفته ها، وصایا و رهنمودهای او. بنابراین معلم باید در رفتار و اعمالش آنقدر بزرگوار باشد که نمونه و الگوی شاگردانش قرار گیرد. شاگردانش را آزاده بار بیاورد و به آنان بیاموزد که انسانیت قابل تحقق است و خود نیز نمونه تحقق یافته انسانیت باشد.
معلم نباید در برخورد با شاگردان عدالت را فراموش کند. او نباید بین شاگردان تفاوت و تمایز قائل شود. اگر شاگردان احساس کنند که معلم بین آنها تبعیض قائل شده است به او توجه و اعتماد نخواهند کرد. نگاه محبت آمیز معلم، همانند صدایش، باید به طور یکسان شامل حال همهی شاگردان شود؛ زیرا تمام رفتار معلم برای شاگردان قابل تعبیر و تفسیر است، حتی مسیر آمد و شد او بین خانه و مدرسه. این مسأله بویژه در شهرهای کوچک و در مدارس مناطق روستایی بسیار حائز اهمیت است.
ج) تأثیر شخصیت علمی معلم درفرایند تدریس
معلم هر اندازه دارای رفتار انسانی مطلوبی باشد ولی از نظر علمی ضعیف و ناتوان تلقی شود، مورد قبول شاگردان واقع نخواهد شد. شخصیت متعادل همراه با تسلط علمی معلم او را از نظر شاگردان با ارزش و اعتبار میسازد. معلمی از نظر علمی قوی است که به روش های ارائه محتوا و چگونگی برقراری ارتباط ، آگاه و بر آنها مسلط باشد. معلم باید از نظریه های جدید ارتباطی، از دانشهای جدید روانشناسی و علوم رفتاری، بویژه روانشناسی تدریس و یادگیری، آگاهی کافی داشته باشد. آگاهی از علوم اجتماعی، بویژه روانشناسی اجتماعی نیز او را یاری خواهد کرد تا فرهنگ و ویژگیهای خاص طبقات اجتماعی شاگردان را تا حدودی بشناسد و با شناخت خصوصیات فردی و اجتماعی آنان، به برنامه ریزی فعالیتهای آموزشی بپردازد.
روش تدریس باید متناسب با اصول آموزش و پرورش و خصوصیات شاگردان انتخاب شوند زیرا وظیفهی اساسی معلم فقط درس دادن و پس گرفتن درس نیست، بلکه مهمترین وظیفهی او همکاری و راهنمایی یکایک شاگردان برای رسیدن به هدفهای مطلوب تعلیم و تربیت است.
تسلط بر محتوا و موضوع درس، از مهمترین ویژگیهای معلم است. با وجود اینکه دامنه علوم حتی در یک
رشته خاص، بسیار وسیع و گسترده شده است و کمتر کسی میتواند به همهی آنها دست یابد، لازم است که معلم حداقل بر مطالبی که تدریس میکند مسلط باشد. او برای تحقق چنین منظوری باید مطالعه مستمر و دائم داشته باشد. اگر معلمی در مسائل علمی ضعیف باشد و نتواند به پرسشهای شاگردان پاسخ دهد، مسلماً در کار خود شکست خواهد خورد. معلم باید همیشه بر آگاهی های خود بیفزاید. او باید در زمینهی کار خود با یافته های جدید در ارتباط دائم باشد. اگر معلمی از این امر غافل شود، در امر تدریس ناچار از تکرار مکررات خواهد بود. مطالعهی دائم برای معلم بیش از هر کس دیگری لازم و ضروری است.
نقش دیگر معلم ایجاد رابطه و پیوند بین جامعه و مدرسه است. شاید چنین تصور شود که وظیفهی معلم فقط انتقال دانش و اطلاعات است و او کاری به جامعه ندارد، در حالی که واقعیت درست بر خلاف این است؛ زیرا شاگردان در خارج از محیط مدرسه میگذرد، پس معلم باید در زندگی اجتماعی نیز راهنمای شاگردان باشد. راهنمایی معلمان سبب میشود که زندگی واقعی در نظر شاگردان معنی پیدا کند.آموزش و پرورش هر جامعه با توجه به تاریخ و فرهنگ آن جامعه شکل خاصی به خود میگیرد. معلم آگاه و مسلط باید با تأکید بر آن فرهنگ خاص و با توجه شرایط تاریخی جامعه، کوشش کند تا شاگردان را به ارزشهای والای جامعهی پیشرفته و انسانی آشنا کند. از آنجا که جامعهی پیچیده و پویا به انسانهای اندیشمند و باریک بین نیاز دارد، معلم باید سعی کند ذهن شاگردان را از حالت رکود و ثبات بیرون آورد و آنها را با آرمانهای ارزشمند انسانی آشنا سازد. معلم آگاه به مدد دانش و اطلاعاتی که کسب میکند، تلاش میکند تا در تحرک و پویایی جامعه خود به سوی پیشرفت، سهمی مؤثر داشته باشد.
معلم علاوه بر داشتن محتوای غنی علمی، باید از فنون و مهارتهای آموزشی آگاه باشد. او باید هدفهای آموزش و پرورش را بشناسد و با این شناخت به فعالیتهای آموزشی خود جهت دهد. او باید قادر به تحلیل فرایند آموزشی باشد و با بهره گرفتن از امکانات و تجهیزات موجود، روش تدریس خود را انتخاب کند. او باید از الگوهای آموزشیای که مربیان تربیتی با تحقیق به آنها دست یافتهاند، آگاهی داشته باشد و مزایا و معایب هر کدام را بشناسد و با روش های صحیح تدریس و فنون کلاس داری، کاملاً آشنا باشد تا بتواند شرایط مطلوب یادگیری را فراهم کند. معلمی که بر محتوا مسلط است ولی با روش های تدریس ناآشناست، ممکن است قادر به فراهم کردن موقعیت مناسب یادگیری نشود. معلم، باید علاوه بر داشتن محتوای غنی علمی و آشنایی با روش های تدریس، با برنامه ریزی و طراحی آموزشی آشنا باشد. او باید قبل از شروع تدریس، قادر باشد هدفهای تدریس خود را به طور صریح و روشن معین کند تا بتواند تدریس هدفداری داشته باشد.
ویژگیهای شاگردان و تأثیر آن در فرایند تدریس
آگاهی از فرایندهای شناختی شاگردان در سنین مختلف از ضروریترین وظایف معلم است زیرا فرایند رشد شاگرد علایق، میزان انگیزش، بلوغ عاطفی، سوابق اجتماع و تجارب گذشته از عواملی هستند که همواره در روش کار معلم در کلاس اثر میگذارند. شاگردان صفات زیادی مانند راستگویی، دروغگویی، شهامت، ترس، اضطراب، پرخاشگری، تلاش و بسیاری از صفات مطلوب و نامطلوب را با خود از خانواده به درون مدرسه میآورند.اگر معلمی تصور کند بدون شناخت شاگردان و بدون آگاهی از فرایند رشد ذهنی، عاطفی و اجتماعی آنان و حتی بدون همکاری والدین میتواند در ادای وظایف آموزشی موفق باشد، سخت در اشتباه است.معلم نمیتواند بدون توجه به ویژگیهای شاگردان، آنان را به کار کردن وا دارد و به عبارت دیگر، کار را بر آنان تحمیل کند؛ زیرا فعالیتهای عقلی، اخلاقی و اجتماعی شاگرد تابع ارادهی معلم نیست. تدریس معلم باید بر اساس نیاز، علاقه و توانایی های ذهنی شاگردان تنظیم شود. البته این بدان معنا نیست که شاگردان هرچه دلشان خواست میتوانند انجام بدهند، بلکه به این معناست که فعالیت و کار مدرسه باید مورد علاقه و دلخواه شاگردان باشد. آنان باید خود شخصاً عاقل باشند، نه اینکه اعمال و وظایف از طرف معلم بر آنان تحمیل شود. قانون علاقه یا رغبت که بر کارکرد فکری بزرگسالان حاکم است، بر طریق اولی دربارهی کودکان و شاگردان مدارس نیز صادق است، بویژه اینکه علایق کودکان هنوز از انتظام و اتحاد لازم برخوردار نیست.
ساخت ذهنی، هوش و تجربه های علمی شاگرد موضوع دیگری است که در روش تدریس باید به آن توجه شود. ساخت ذهنی کودکان با ساخت ذهنی بزرگسالان متفاوت است؛ بنابراین، معلم باید برنامه و مواد آموزشی را مطابق سطح درک و فهم شاگردان عرضه کند تا برای آنان قابل جذب باشد؛ یعنی برنامهی درسی و نوع و مقدار تکلیف باید بر اساس مراحل رشد ذهنی و توانایی های مختلف شاگردان پیریزی شود؛ زیرا هر غذای فکری (برنامه درسی) برای همهی سنین به یک اندازه مناسب نیست. معلم باید توجه داشته باشد که سیر تکوینی مراحل رشد، از لحاظ سن و محتوای تفکر، یک بار برای همیشه و به طور ثابت تعیین نشده است؛ بنابراین، او میتواند به مدد روش های سالم، بازده کار شاگردان را افزایش دهد و حتی رشد معنوی آنان را بی آنکه به استحکام آن لطمه بزند، تسریع کند.
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
معلم باید به شاگردان فرصت دهد تا دانش خود را خودشان بسازند. کودکان بیشتر از آنکه به آموزش مستقیم نیازمند باشند، به فرصتهای یادگیری مستقیم محتاجند، بنابراین بهتر است که معلمان تا حد امکان از آموزش و انتقال مستقیم مفاهیم بکاهند و به فراهم آوردن فرصتهای یادگیری و ترتیب دادن مواد آموزشی برای ایجاد موقعیت مطلوب یادگیری اقدام کنند.
موقعیت اجتماعی شاگردان از عوامل دیگری است که بر تدریس معلم مؤثر است. شاگردان در فرایند اجتماعی شدن، نیازمند الگوی سالم هستند تا بتوانند ساخت مطلوب « شدن» را در خود بیافرینند. والدین و معلمان نخستین الگوهای مؤثر در تشکیل شخصیت شاگردان به شمار میروند؛ زیرا در آغاز جریان رشد اجتماعی، افراد بالغ همیشه سرمشق هر گونه صفات اجتماعی و اخلاقیاند، اما این وضع چندان بیخطر نیست؛ مثلاً وجههای که معلم در نظر شاگرد دارد، سبب میشود که شاگرد اظهارات وی را بپذیرد و این پذیرش او را از تفکر باز میدارد. این عمل، ایمان مبتنی بر اقتدار دیگران را جانشین اعتقاد فردی شاگرد میسازد و اجازه نمیدهد که در راه تفکر و گفت و شنود که موجد عقل است گام بردارد. در فرایند آموزش، همکاری متقابل شاگردان به اندازهی عمل بزرگسالان اهمیت دارد. این همکاری از لحاظ عقلی بهتر از هر امر دیگری میتواند مبادلهی واقعی اندیشه را تسهیل کند و شاگردانی با ذهنهای نقاد و تفکر منطقی پرورش دهد.در زمینه اخلاقی نیز همین امر صادق است؛ به این معنی که کودک، بد و خوب را صرفاً آن چیزی تلقی می کند که با قاعدهای که بزرگسالان وضع کردهاند، مطابق باشد. این اخلاق، یعنی اخلاق اتکالی یا اطاعت از دیگران، شاگردان را به انواع کجرویها سوق خواهد داد. اینگونه اخلاق قادر نیست کودک را به استقلال وجدان فردی، یعنی اخلاق مبتنی بر خیر در مقابل اخلاق مبتنی بر تکلیف سوق دهد. در نتیجه کودک برای درک ارزشهای اساسی جامعه دچار شکست میشود. شناخت مسائل یادشده میتواند به معلم در فرایند آموزشی و اتخاذ روش مناسب تدریس کمک کند.
تأثیر برنامه و ساخت نظام آموزشی در فرایند تدریس
ساخت نظام آموزشی هر جامعه اعم از نگرشها، باورها، برنامه ها و آیین نامه ها، میتواند روش تدریس معلم را تحت تأثیر قرار دهد. آیین نامههای خشک و انعطافپذیر، تصمیم گیری های غیر تخصصی در پشت درهای بسته، گزینش معلم، توجه یا عدم توجه نظام آموزشی به نیازهای شاگردان و جامعه، اصالت دادن نظام به محتوا و برنامهها به جای رشد و تحول همه جانبه، عدم نظارت و کنترل سالم و ارزشیابی های اصولی و غیر اصولی، همه و همه میتوانند فعالیت مدرسه، از جمله تدریس معلم را تحت تأثیر قرار دهند. در بررسی ساختار نظام آموزشی، از نظر «برنامه» و «چگونگی» اجرا، دو نظام کاملاً متمایز میتوان تشخیص داد.
برنامهی متکی بر اصالت مواد درسی
برنامه متکی بر اصالت مواد درسی دارای ویژگیهای زیر است:
۱٫ هدف آموزش و پرورش انتقال محتوای برنامهی درسی از یک نسل به نسل دیگر است.
۲٫ یک برنامه ثابت برای همهکشور اجرا میشود.
۳٫ محتوای برنامه مقید به متن تنظیم شده است.
۴٫ هر درس به طور مستقل و جدا و بدون ارتباط با مواد دیگر تدریس میشود.
۵٫ رعایت انضباط یکنواخت در آموزش مواد درسی برای همه معلمان الزامی است.
۶٫ نتیجه فعالیت آموزشی از نظر معلم و شاگرد، بیشتر به حافظه سپردن و گذراندن امتحان و گرفتن نمره است.
۷٫ اجرای برنامههای آموزشی بیشتر به سمت نگهداری و ارائه یک نظام ثابت آموزشی سوق داده میشود.
در چنین نظامی معلم آزادی عمل و ابتکار چندانی ندارد. او بدون توجه به تفاوتهای فردی محتوایی یکسان را با روشی ثابت، به همهی شاگردان ارائه میدهد و با توسل به شیوه های درست و نادرست، سعی میکند بر تعداد قبولی شاگردان کلاس بیفزاید. برنامههای درسی برای شاگردان خسته کننده است و آنان از محیط مدرسه و کلاس چندان رضایتی ندارد.
تأثیر فضا و تجهیزات آموزشی در فرایند تدریس
معلم خوب در شرایط محدود نیز میتواند مؤثر واقع شود. اما شکی نیست که فضا و تجهیزات آموزشی مناسب در کیفیت تدریس معلم بسیار مؤثر است.کثرت شاگردان، نداشتن میز و نیمکت، کیفیت نامطلوب تخته گچی ، عدم نور کافی، کلاسهای سرد و تاریک با پنجرههای مشرف به خیابان، غیر بهداشتی بودن کلاس و نداشتن زمین بازی، کتابخانه، نمازخانه، آزمایشگاه و صدها امکانات دیگر میتوانند روش تدریس معلم را تحت تأثیر قرار دهند،که چون دراین تحقیق مهارت های حرفه ای معلمان در دوره راهنمایی مورد بررسی قرار گرفته است لذا به ویژگی های آموزش وپرورش دوره راهنمایی واهمیت آن پرداخته شده است.
آموزش و پرورش دوره راهنمایی
تعریف آموزش و پرورش دوره راهنمایی
دوره راهنمایی تحصیلی پس از دوره ابتدایی آغاز میشود و مرحله دوم تعلیمات عمومی به شمار می رود. معمولاً گروه سنی یازده تا سیزده ساله در این دوره تحصیل میکنند.علت نامگذاری مرحله دوم تعلیمات عمومی به نام دوره راهنمایی تحصیلی وارد شدن مفهوم راهنمایی در آموزش و پرورش و لزوم توجه به تفاوتهای فردی و فراهم کردن شرایط بهره برداری صحیح از استعدادهاست که در همه سطوح تعلیمات رسمی باید مورد توجه قرار گیرد.انتخاب رشته تحصیلی مناسب از موارد مهمی است که باید به آن در این دوره بیشتر توجه شود. بنابراین مدارس راهنمایی تحصیلی عبارتند از مراکزی که با اجازه وزارت آموزش و پرورش برای تربیت نوجوانان یازده تا سیزده ساله برای تحقق اهداف این دوره تأسیس میشود و در آنها علاوه برافزایش معلومات و توجه به رشد بدنی، عقلی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی نوجوان، خدمات راهنمایی و مشاوره نیز ارائه میشود.
اهمیت دوره راهنمایی
این دوره از چند نظر حائز اهمیت است:
– در دوره راهنمایی تحصیلی دانشآموزانی تحصیل میکنند که معمولاً در گروه یازده تا سیزده سالگی که آثار بلوغ در آنان ظاهر میشود قرار دارند، به عبارت دیگر دانشآموزان این دوره در مرحله حساسی از زندگی به نام نوجوانی هستند. ویژگیهای خاص این سنین و تحولات جسمانی و روانی در نوجوانان ایجاب میکند که آنان در مراکز تربیتی خاصی تحت تعلیم و تربیت قرار گیرند و جدا کردن آنان از کودکان دوره ابتدایی و نوجوانان و جوانان دبیرستانی ضرورت دارد . همانگونه که گفته شد این سنین به لحاظ روانشناسی رشد و تربیت، مرحله مهمی است زیرا بنابر تحقیقات روانشناسان علاوه بر ظهور ویژگیهای شخصیت، تفکر انتزاعی دانشآموزان در این مرحله شکل میگیرد و موضوعات و شیوه آموزش به آنان با کودکان دوره قبل تفاوت بارز پیدا میکند.
– دوره راهنمایی تحصیلی،دوره انتقال از محیط ساده مدرسه ابتدایی به محیط پیچیدهتر مدارس متوسطه است. دورهای که انتقال از کودکی را به اواخر نوجوانی و جوانی بر عهده دارد و نسبت به دوره ابتدایی از نظر تنوع دروس و تنوع دبیر تفاوت دارد،ازاین رو توجه خاص به این دوره وتوسعه مراکز تربیتی برای اجرای برنامههای تدوین شده ضرورت دارد (شکوهی، ۱۳۸۵، ص۴۵).
ویژگیهای دانش آموزان دوره راهنمایی
آموزش و پرورش نوجوانان در این دوره زمانی موفقیت آمیز است که دستاندرکاران تعلیم و تربیت این گروه سنی با ویژگیهای آنان آشنا باشند.دانش آموزان دوره راهنمایی تحصیلی را معمولاً نوجوانانی تشکیل میدهند که به لحاظ ماهیت زیستی، اجتماعی و روانی خود نسبت به دانشآموزان دوره های دیگر ویژگیهای متفاوتی دارند. مدت دوره نوجوانی پسر از نظر روانشناسان، زیستشناسان و جامعهشناسان یکسان نیست، ولی اکثر صاحبنظران، این دوره را بین دوازده تا هفده یا هجده سالگی اعلام کردهاند، بنابراین دانشآموزان دوره راهنمایی تحصیلی و دوره متوسطه، در این گروه سنی قرار دارند.
مهمترین ویژگیهای نوجوانان از نظر بدنی، شناختی، اخلاقی، اعتقادی، عاطفی و اجتماعی عبارت است از:
– سریعتر شدن آهنگ رشد جسمی و تغییر در تناسب و تعادل بدن: از آشکارترین تظاهرات دوره نوجوانی، رشد سریع جسمی است که بیشتر ناشی از ترشح غدد داخلی و هورمونهاست. این امرکودک پر جنب و جوش دوره قبل را به جوانی خستگی پذیر بدل میسازد.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *